محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از سخنان قريش سخت متعجب و متحير شد ، زيرا قبل از حضور در جلسه ايشان تصور مىكرد كه ايشان به راه حق متمايل شدهاند و آماده هدايتند ، ولى اينك دريافت كه ايشان هنوز گرفتار كجفهمى و گمراهى هستند و در مورد او به حدس و گمان ناروا و نادرست مىپردازند و بر اين باورند كه رسول خدا طالب رياست و ثروت و مقام است ، پس فرمود : شما هيچيك حقيقت دعوت مرا درك نكردهايد كه اينگونه قضاوت مىكنيد . خداوند مرا به عنوان پيامبر به سوى شما فرستاده و كتابى بر من نازل كرده و مرا دستور داده كه شما را به رحمت الهى بشارت و از عذاب الهى بيم دهم ، و من رسالت خدايم را به شما ابلاغ كردم و شما را پند دادم ، اگر پذيرفتيد كه در دنيا و آخرت سعادتمند خواهيد شد و چنانچه نپذيرفتيد من صبر پيشه مىكنم تا خدا بين من و شما حكم كند .
لجاجت و تقاضاهاى جاهلانه قريش
قريش چون پاسخ رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را شنيدند و اصرار و پافشارى آن حضرت را در دعوت خود ديدند ، موضع خود را تغيير دادند و شيوهاى جديد اتخاذ كردند تا شايد عزم و ارادهء حضرت را در تبليغ و نشر دعوت خود تضعيف كنند ، لذا با لحنى ملايم گفتند : اگر تو پيشنهاد ما را نمىپذيرى و همچنان اصرار دارى كه ما به دين و آيين تو روى آوريم پس تو بايد خواست و خواهش ما را برآورى .
تو به خوبى مىدانى كه ما در سرزمينى خشك و سوزان و در فقر و مشقت زندگى مىكنيم ، تو از خدايت بخواه كه اين كوهها را از اطراف سرزمين ما بردارد و سرزمين ما را وسعت بخشد و رودهايى مانند رودخانههاى شام و عراق در آن جارى سازد و پدران ما را از جمله قصى بن كلاب كه مردى راستگو و درستكار بود را زنده كند تا ما از او در مورد ادعاى تو سؤال كنيم ، شايد او ادعاى ترا تصديق كند . اين است پيشنهاد و خواست ما ، اگر آنچه را گفتيم عمل كردى ، ترا تصديق مىكنيم و به مقام و منزلت تو نزد خداوند ايمان خواهيم آورد .
برخورد جاهلانه و تقاضاى بيهوده قريش بر تعجب و حيرت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم افزود و