تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
ديروز فهم سخنان تو آسان‌تر بود ، اما امروز از مطالب عجيب و غريب سخن مىگويى ! ما كه با سعى و تلاش فراوان شترهاى خود را مىرانيم ، يك‌ماهه به بيت المقدس مىرويم و يك ماه نيز طول مىكشد تا بازگرديم و تو گمان مىكنى كه اين راه دو ماهه را در يك شب رفته و بازگشته‌اى ؟ سوگند به لات و عزى كه تو را تصديق نمىكنم و شهادت مىدهم كه تو دروغگويى . چون گفتار نبعه به اينجا رسيد ابر اندوه بر چهرهء ام هانى ظاهر شد و از شدت ترس اشك در چشمانش حلقه زد ، ولى كنيز به گفتار خود ادامه داد و گفت : اما يكى از ياران او فورا به سخن آمد و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم عرضه داشت : گواهى مىدهم كه تو راستگويى ! مطعم به او گفت : تو تصديق مىكنى كه محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شبانه به بيت المقدس رفته و قبل از صبح ، به مكه بازگشته است ؟ ياور رسول الله گفت : من در مواردى كه از اين هم به ذهن دور تر باشد ، او را تاييد مىكنم . من رسول خدا را در رفت و آمد به آسمانها نيز تصديق مىكنم . چگونه او را تكذيب كنم درحالىكه تنها فاصله يك ماه را به خواست خدا در يك شب طى نموده است . مسلمانان با ياور رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم همصدا شدند ولى با كمال تأسف چند نفر انگشت‌شمار از آنان با او به مخالفت برخواستند ، چه افكار و عقلهايشان هنوز قادر به درك قدرت خداوند نبود و قلبهايشان از اين امتيازى كه به رسول خدا عنايت شده ، ناخرسند بود . ام هانى گفت : بىترديد دين رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از فقدان اين عده قليل زيانى نخواهد ديد ، شايد بهتر باشد كه آنها از صفوف مسلمين جدا شوند و نامشان از دفتر پيروان محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم محو گردد ، زيرا آن عده ضعيف كه در افكار و عقايد خود شك و ترديد دارند براى مسلمانان نفعى ندارند و افراد منافق و مضطرب و ترسو به درد اسلام و مسلمين نمىخورند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مؤلف در بيان داستان معراج به سفر شبانه پيغمبر به بيت المقدس و بازگشت به مكه اكتفا كرده است اما به نظر مفسرين اين جريان اسراء ناميده مىشود و سفر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از بيت المقدس به آسمانها را معراج مىگويند كه شرحى مفصل دارد .