تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥

مناظره رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با سران قريش « * »

پس از بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم سران قريش احساس خطر كردند ، چون مىديدند كه دعوت آن حضرت بسرعت منتشر و مورد قبول عموم واقع مىشود و جان و دل آنها را تسخير مىكند و بدين ترتيب ياران محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم روز به روز بيشتر مىشوند و اگر اوضاع به همين صورت ادامه يابد دولتشان رو به زوال و رياست و حكومتشان رو به نابودى است . لذا سران و بزرگان قريش به منظور چاره‌جويى به رايزنى و مشورت پرداختند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه ابتدا با محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم صحبت و او را گوشزد كنند و به او هشدار دهند كه راهى كه در پيش گرفته‌اى موجب خوارى و ذلت قريش و بطلان دين و آيين نياكانشان خواهد شد و به فروپاشى حكومت و رياست آنها مىانجامد ، پس دست از اين كار خود بردار و با ما از در سازش وارد شو ، آنها با خود گفتند ، اگر در اين راه موفق شويم و با بحث و جدل او را از دعوت خود بازداريم ، براى ما و شهر مقدس بلد الحرام بهتر است ، ولى اگر پيشنهاد ما را نپذيرفت ، حجت را بر او
هامش
( * ) . اقتباس از سورهء اسراء ، آيات 90 تا 93 . اين بخش در چاپ جديد قصص القرآن استاد جاد المولى آمده است ، لذا به هنگام ويرايش و توسعه اين كتاب ، ترجمهء آن نيز به متن افزوده شد .