تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩

اسراء و معراج « * »

رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نماز شامگاه را به پايان رسانيد و پس از بررسى امور مردم به سوى منزل همسرش ام هانى رهسپار شد و چون صبحگاهان از پس پرده شب طلوع كرد ، رسول خدا براى انجام فريضهء نماز از جاى برخواستند و از ام هانى آب طلب كردند تا وضو بگيرند و در مسجد حاضر شوند و نماز خود را به جاى آورند ، سپس ام هانى را احضار كرد تا با او سخن گويد ، زيرا براى رسول خدا در اين شب امر مهمى واقع شده و موضوعى عجيب براى وى اتفاق افتاده بود و خداوند او را به فضيلت و شرافت خاص خود مفتخر كرده بود ، كسى نمىداند كه انبياء ديگر قبل از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به چنين شرافتى برگزيده شده باشند و يا چنين فرصتى براى احدى بعد از وى پديد آيد و معلوم نيست آن حضرت در اين موضوع هم وزنى پيدا كند و چنين حديثى در مورد ديگرى گفته شود . ام هانى كه دختر عموى محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و فرزند ابى طالب و از زنان مؤمن و علاقمند و معتقد به آن حضرت بشمار مىرفت نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم آمد ، رسول الله به او فرمود :
هامش
( * ) . اقتباس از سورهء اسراء ، آيه : 1 .« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . »