تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
ندارى كه با آن عقل و قلب مرا تسخير كنى و دين و عقيده مرا اسير خود سازى . خشم و غضب تو نمىتواند بر عقل و روح من غالب شود ، ايمان و عقيدهء من همچون قله‌اى است كه تو با تمام قدرت و نيرويت توان دسترسى به آن را ندارى . بلال پس از نگاهى پرمعنى گفت : « أحد ، أحد » ( خدا يكى است ، خدا يكى است ) و به اين ترتيب به ارباب خود اعلام كرد كه بر توحيد و ايمان ، و عقيده و تصديق خود استوار است هرچند انواع شكنجه‌ها و اقسام بلاها را ببيند . روز بعد ، زمانى كه خورشيد با شعاع تابناك خود طلوع كرد و امواج سوزان خود را در پهنه صحرا پراكنده ساخت و ريگهاى بيابان از شدت گرما سرخ و تفتيده شد . اميه بلال را آورد و روى ريگهاى داغ بيابان خوابانيد و قطعه سنگ بزرگى روى سينهء او گذاشت و بلال روى ريگهاى سوزان و در زير فشار تخته سنگ بزرگ و در مقابل تشعشع داغ آفتاب و باد گرم و سوزان و غبار تفتيده بيابان ، همچنان نستوه و استوار ، بر اعتقاد راسخ خود پافشارى مىكرد و تمام اين بلايا و شكنجه‌هاى غير انسانى و غير قابل تحمل خللى در ايمان و اعتقاد او بوجود نياورد و او همچنان مىگفت : « أحد ، أحد » خداى من همان معبود يگانه‌اى است كه او را عبادت مىكنم و به او توجه دارم . پناهگاهى است كه به او پناه مىبرم و به او اميدوارم . مرا از اين شكنجه‌ها باكى نيست و شما نمىتوانيد ايمان مرا متزلزل سازيد . أحد ، أحد : همان خداى يكتايى است كه همواره بلاها را از من دفع مىكند ، هرچند روزنه‌هاى اميد تنگ و رشته‌هاى نجات ضعيف باشد ، من در اين محنت بزرگ به او پناه مىبرم و به عنايت او اميدوارم . « احد ، احد » همان خدايى كه محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را به رسالت برگزيد و راهنما و امين قرارش داد ، از نعمتهاى خدا بر من همان بس كه از پيروان محمد و از دوستان و ارادتمندان او هستم ، من به شكرانهء اين نعمت ، با اين بلا مىسازم و صبر مىكنم و در مقابل اين حوادث ثابت‌قدم مىمانم . روزها يكى پس از ديگرى مىآمد و بلال همچنان در زير انواع شكنجه و بلا بسر مىبرد اما در هر حال براى اميه جز غضب و كينه حاصلى نداشت و بلال با صبر و توكل به خدا همچنان مقاومت و پايدارى مىكرد .