تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
منصرف سازد و دلها را متوجه سرزمين خود كند و مردم را متمايل به دين خود گرداند . ابرهه به همين منظور كليسايى در صنعا بنا كرد و آن را به قدرى زينت داد و بياراست كه چشم هر بيننده‌اى را خيره و عقل هر رهگذرى را مبهوت مىكرد ، سپس آن را با پارچه‌ها و پرده‌هاى نفيس تزئين كرد ، با اين تصور كه اين زروزيور و آرايش ظاهرى ، اعراب را از سفر به مكه منصرف و حتى كاروانهايى از اهل مكه را به سمت خود جلب مىكند ، ولى بر خلاف تصور خود ديد كه اعراب فقط به خانه كعبه همان معبد ديرين خود توجه دارند و حتى اهل يمن نيز عبادتگاهى را كه ابرهه بنا كرده ، رها كرده و براى زيارت به سوى مكه مىشتابند . در مقابل ، اعراب نيز از اين اقدام ابرهه سخت عصبانى شدند و آتش كينه در دلهايشان زبانه كشيد ، زيرا مىديدند معبدى در مقابل خانه عبادتشان بنا شده و مأمن بتهايشان رقيبى پيدا كرده ، لذا به تحقير معبد صنعا پرداختند تا آن را از ارزش و اعتبار ساقط سازند و يكى از مردان طايفه كنانه در شبى از شبها ، عبادتگاه مسيحيان را نجس و آلوده ساخت . ابرهه چون از اين حادثه آگاه شد غضبناك برآشفت ، آتش خشمش شعله كشيد و سوگند ياد كرد كه كعبه را ويران سازد و خانه ابراهيم و اسماعيل را ريشه كن كند و انتقام معبد خود را از عرب بگيرد تا آنها حتى به زور هم كه شده از كعبه روى گردان و متوجه معبد ابرهه گردند . ابرهه با لشكرى انبوه و تجهيزات كامل آماده جنگ شد و درحالىكه چند فيل سوار پيشاپيش لشكر او در حركت بودند به سوى مكه رهسپار گشت ، تا عبادتگاه اعراب را ويران و پناهگاه و كعبه آمال و مركز اجتماع آنها را منهدم سازد . قبايل عرب چون از اين خبر آگاه شدند سخت متأثر شدند و بر ايشان گران آمد كه يك نفر حبشى بخواهد خانه كعبه را تخريب و مقام خدايانشان را از اعتبار ساقط سازد ، لذا يكى از اشراف يمن به نام ذونفر با فراخوانى افراد خويش قوم خود را تحريك كرد و غيرت و حميت آنان را برانگيخت و مردم وطن خود و اعراب ديگر را به نبرد با ابرهه دعوت كرد تا او را از تصميم خود بازدارند ، ولى كارى از پيش نبرد و نتوانست در مقابل سپاه ابرهه مقاومت كند و سرانجام سپاهيان او شكست خوردند و خود نيز به اسارت ابرهه درآمد .