تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
مزاياى يهوديت براى او شرح دادند تا شايد او را متمايل به دين خود كنند و از وجود او به منظور تحكيم و تبليغ دين خود بهره‌بردارى نمايند . آنها بالاخره توانستند در روح او اثر بگذارند و علاقه فراوانى به آيين يهود در او به وجود آورند ، ذونواس رسما پيرو اين دين شد و در دعوت به آن همت گماشت و خود را مبلغ و پشتيبان يهود اعلام كرد و قبايل عرب را به پيروى از آن دعوت كرد و در عقاب مخالفين آن شدت‌عمل به خرج داد . به اين ترتيب ، بسيارى از اعراب از او پيروى كردند ، بعضى از ترس خشم و غضب او و دسته‌اى ديگر به خاطر اين‌كه ذونواس به يهوديت گرويده و عده‌اى نيز با تمايل قلبى خود به آيين يهود روى آوردند و به اين ترتيب كار ذونواس بالا گرفت و قدرت و شوكت او روزافزون شد . اما مردم نجران خود را براى پذيرش دين تازه‌اى آماده كرده بودند ، آنان به كيش مسيحيت گرويدند و با جان و دل به آن عشق مىورزيدند و از بذل جان در راه حمايتش دريغ نداشتند و از دعوت ذونواس سر برتافتد و عليه وى خروج كردند . در اين ميان يكى از هواداران يهود از نجران حركت كرد و نزد ذونواس رفت تا خشم او را عليه مردم نجران برانگيزد و از غرور وى در اين راه استفاده كند ، شايد اين سدى كه يهود قادر به شكست آن نيست به دست ذونواس منهدم گردد و اين پايگاه محكم كه دستيابى به آن مشكل است به دست او سقوط كند و اين دين جديد كه يهوديت را تهديد مىكند و ممكن است تاريخ آن را دگرگون سازد ، بدست او ريشه كن گردد . ذونواس تسليم و فريفته سخنان مرد يهودى شد و با سپاهى انبوه به اهل نجران حمله برد و از آنان خواست تا آيين مسيح را كنار بگذارند و به دين يهود رجوع كنند و به جمع پيروان و علاقمندان اين دين درآيند ، اما آنان از دين جديد خود دست برنداشتند و بر امتناع خود اصرار ورزيدند و از عزت و شوكت ذونواس نهراسيدند و به خضوع در مقابل او تن درندادند .