نداشتند ، لذا از روى اكراه و ناراحتى وطن مألوف خود را رها كردند و با قلبى سوزان و چشمى گريان ، دست از سرزمين خود شستند و در شهرهاى اطراف متفرق و آواره شدند .
قبيله غسّان به سوى شام رفتند و طايفه أنمار به جانب يثرب ، قبيله جذام به سمت تهامه و طايفه ازد به سوى عمان كوچ كردند و چنان متفرق و پراكنده شدند كه داستانشان در بين مردم به صورت ضرب المثل درآمد و حكايت و سرنوشت آنها نقل مجالس شد .
آرى اين قوم در ناز و نعمت غوطهور بودند ولى آن را حفظ نكردند ، در اوج عزت بودند و آن را به ذلت تبديل كردند ، و خداى تعالى جزاى كفرشان را داد ، و به سزاى طغيان و عصيانشان رساند .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 378
مساهمون: محمد أحمد جاد المولى
ص٣٧٨