تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
و اين سخنان ناشى از كينه و دشمنى است ولى اكنون معلوم مىشود ، اين مطلب را اغلب مردم مىدانند و اين خبر شايع شده ، پس از اين به بعد امكان وقوع هر حادثه‌اى مىرود . وى در ادامه گفت : من معتقدم كه ما بايد بر حفظ دين خود استوار باشيم و در مقابل تهديدى كه در كمين ما است استقامت داشته باشيم ، محال است كه ما در مقابل اين مجسمه‌هايى كه آنها پرستش مىكند سر تعظيم فرود آوريم ، زيرا ما به فساد و بطلان مسلك آنان يقين داريم و دست از عبادت خداى يكتا برنمىداريم ، خدايى كه هر طلوع و غروب خورشيد دليلى آشكار بر قدرت و عظمت او و هر موجودى در جهان هستى دليلى بر وجود و توحيدش است . اما افشاى راز يكتاپرستى و توحيد اين گروه صحت داشت و با فاصلهء كمى از پايان جلسه ، آنها مجددا به حضور شاه احضار شده و گرد هم آمدند . شاه خطاب به آنها گفت : مىخواستيد عمل خود را پنهان كنيد ولى نتوانستيد ، كوشيديد كه دين خود را كتمان نماييد ولى موفق نشديد . شما در نهان و آشكار به اعمالى دست مىزنيد كه من از آنها آگاهم و شما نيز كم‌وبيش مىدانيد ؛ به من خبر رسيده كه از دين پادشاه و رعيت خارج شده و به دين جديدى روى آورده‌ايد كه من نمىدانم از كجا به شما رسيده است . براى من ممكن بود كه شما را رها كنم كه در دين خود آزاد باشيد و اختيارتان را بدست خودتان بدهم ، ولى شما از بزرگان قوم و از افراد سرشناس اين كشور هستيد ، اگر مردم از وضع شما آگاه شوند بيم آن مىرود به زودى به دين شما روى آورند و آيين شما را بپذيرند و از عقايد شما پيروى نمايند و بدنبال آن مملكت متلاشى شده و امنيت آن از دست مىرود . سپس ادامه داد ، من در كيفر شما عجله نمىكنم و مدتى شما را به حال خود مىگذارم تا در كار خود تأمل و تجديدنظر كنيد و به دين و آيين ما بازگرديد و به عقايد مردم احترام گذاريد در غير اين صورت به زودى رهگذرى كه از كنار قصر من مىگذرد ، مىبيند كه سرهايى آويزان و بدنهايى قطعه‌قطعه است و خون شما از آن جارى است .