تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
فرزندم : نسبت به مردم تكبر مكن و به ديگران فخر مفروش كه خدا مردم خود خواه و متكبر را دوست ندارد . فرزندم : مردم را شماتت مكن كه كينهء تو را بدل خواهند گرفت و خود را در برابر ايشان زبون مساز كه در تحقيرت خواهند كوشيد ، نه آن‌قدر شيرين باش كه ترا بخورند و نه چندان تلخ باش كه بدورت افكنند . فرزندم : در راه رفتن نه به شيوه ستمگران گام بردار و نه مانند مردم خوار و ذليل ، و به هنگام سخن گفتن آهسته و ملايم سخن بگو زيرا صداى بلند ، بيرون از حد ادب و تشبه به ستوران است . فرزندم : از دنيا پند بگير و آن را ترك نكن كه جيره‌خوار مردم شوى و به فقر و فاقه مبتلا گردى و تا آنجا خود را در بند و گرفتار دنيا نكن و در انديشه سود و زيان آن فرو مرو كه زيانى به آخرت تو برسد و از سعادت جاودان باز مانى ! فرزندم : دنيا درياى ژرف و عميقى است كه دانشمندان فراوانى را در خود غرق كرده است پس براى عبور از اين دريا ، كشتى از ايمان و بادبانى از توكل فراهم كن و براى اين سفر توشه‌اى از تقوى بيندوز ، و بدان و آگاه باش كه اگر از اين راه پرخطر برهى ، مشمول رحمت خدا شده‌اى و اگر در آن دچار هلاك شوى به غرقاب گناهانت گرفتار گشته‌اى . فرزندم : در زندان شب و روز زمانى را براى كسب علم و دانش منظور كن و در اين راه با دانشمندان همدم و همراه شو و در معاشرت با آنها شرط ادب را رعايت كن و از مجادله و لجاج بپرهيز تا تو را از فروغ دانش خود محروم نسازند . فرزندم : هزار دوست اختيار كن و بدان كه هزار رفيق كم است و يك دشمن ميندوز و بدان كه يك دشمن هم زياد است . فرزندم : دين مانند درخت است . ايمان به خدا آبى است كه آن را مىروياند . نماز ريشهء آن ، زكات ساقهء آن ، دوستى در راه خدا شاخه‌هاى آن ، اخلاق خوب برگهاى آن و دورى از محرمات ميوهء آن است . همان‌طورىكه درخت با ميوهء خوب كامل مىگردد ، دين هم با دورى از اعمال حرام تكميل مىشود .