تبديل شد و دانستند كه اين كودك مانند ساير اطفال ناصره نيست بلكه وى مقامى بزرگ و شأنى عظيم دارد .
[ تصوير ] تصويرى از حضرت مريم عليها السّلام در كليساى دمشق
با وجود تمام شواهد دال بر برائت مريم عليها السّلام ، عدهاى حاضر به قبول اين واقعيت نبودند و آن را خرافه و وهم مىدانستند و يا آن را داستانى ساختگى براى سرپوش گذاشتن بر خطاى مريم و تلاش براى حفظ آبروى وى مىپنداشتند تا بدين وسيله سوءظنها بر طرف شود و سخنپراكنى مردم متوقف گردد . اما ترديدى نيست كه اين عده تيرهدل گروهى اندك بيش نبودند كه جهل و تعصب آنها مانع نفوذ نور حق در قلب تيرهاشان مىشد و ظلمت شك و ترديد بر ذهن آنها غالب گشته بود و دلايلى چنين روشن و واضح نمىتوانست وسوسه را از وجود آنها پاك كند ، اين عده قادر به درك اين موضوع نيستند كه خدايى كه قادر مطلق آسمان و زمين است و آنها را از تلاشى و زوال حفظ مىكند ، مىتواند فرمان آفرينش انسانى را بدون نياز به پدر صادر كند و تنها اراده او بر آفرينش كفايت مىكند . چنين خدايى قادر است از طريقى غير معمول و بدون نياز به لوازم طبيعى ، موجودى را خلق كند .
قومى كه راه جهالت را با اين سماجت طى مىكنند سزاوارند كه مانند هستهء خرما كنار گذاشته شوند و رأى و گفتارشان به هيچ انگاشته شود ، زيرا كه اين عناد و لجاجت
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: محمد أحمد جاد المولى
ص٣٢٣