پاكى مريم است و شايد تنها اين فكر بود كه موجب تسلى خاطر و اميدوارى او بود .
زمان وضع حمل مريم فرارسيد و درد زايمان را احساس كرد . مريم عليها السّلام بىدرنگ از شهر و ديار خود بيرون رفت و سر به بيابان گذاشت ، تا دور از مردم فرزند خود را به دنيا آورد . فشار درد زايمان مريم عليها السّلام را به سمت درخت نخل خشكيدهاى كشاند .
مريم تنها و بىپناه و بدون يار و مددكارى كه او را محافظت كند و باعث تسكين درد او شود ، درد طاقتفرسا و مشقت وضع حمل را چشيد و فرزند خود را در محيطى باز و در زير آسمان صاف به دنيا آورد .
تنهايى مريم عليها السّلام را مىآزرد و بر خلاف همهء زنان نظارهء ميوهء زندگىاش قلب او را جريحهدار مىساخت او با غم و اندوه و حسرت نظرى به طفل افكند و آرزو مىكرد كه قبل از اينكه بدون شوهر ، مادر شود ، جهان را ترك گفته بود . مريم بىاختيار با خود مىگفت : « اى كاش من پيش از اين واقعه مرده و فراموش شده بودم . »
اكنون مريم نمىداند چه كند ! سرگردان و در كار خود حيران است ، خشم و اندوه شديد ، طوفانى در او به وجود آورده و گريه گلوگيرش شده و با حالتى غضبناك نشسته است ، ولى طولى نكشيد كه صدايى در گوش او طنين افكند و او را اميدوار كرد . اين صدا كه از پايين به گوشش مىرسيد گفت : « غم مخور ، پروردگارت جوى آبى در زير پايت روان ساخته است كه آب آن در اين صحراى بىآب و علف جارى مىگردد ، درخت خرما را تكان بده تا خرماى رسيده و تازه براى تو فروريزد ، پس از اين خرما بخور تا نيروى از دست رفتهء خود را تجديد كنى ! از آب نهر استفاده كن و خرسند باش و قلبت را به قدرت الهى مطمئن ساز ، همان خدايى كه نخل خشكيده را برايت سبز و بارور كرده و در اين دشت سوزان برايت چشمه آبى گوارا پديد آورده است . »
سرزنش مريم عليها السّلام
بدون ترديد سبز شدن نخل خشكيده محكمترين دليل بر بىگناهى مريم و روشنترين برهان بر پاكدامنى او بود و اين آيت روشن مىتوانست راه تهمت دروغگويان و عيبجويان را سد كند . ولى اين معجزه فقط براى اقناع آن دسته