ناحق ، ناشى از كينهء ديرينهاى است كه در قلب آنها ريشه دوانيده و چشم و گوش آنها را كور و كر و دلهاى آنها را از درك حقيقت عاجز ساخته است .
به همين دليل مريم اعتنايى به رأى گروه ستمگر و كينهتوز نكرد و با آسودگى خاطر و اطمينان قلبى سرگرم مراقبت و تربيت فرزند خويش شد ، زيرا مريم عليها السّلام مىدانست كه خدا طفلش را تحت توجهات و در ظل عنايت خود محافظت مىكند تا آنگاه كه به رسالت خود در هدايت مردم قيام نمايد .
نبوغ عيسى بن مريم عليها السّلام
اگرچه عيسى مانند بيشتر كودكان رشد كرد و همچون ديگر نوجوانان به جوانى رسيد ولى آثار فضل و آيات رسالت در او آشكار بود . هنگامى كه او با همسالان خود به بازى و سرگرمى مشغول بود ، از آنچه كه آنها در خانههاى خود خوردهاند و يا ذخيره نمودهاند ، خبر مىداد . عيسى وقتى نزد آموزگار دهكده مىرفت و در حضور او مىنشست ، از هر حيث با ديگر همسالان خود متفاوت بود و با جديت تمام به گفتار استاد گوش مىداد و با شوق فراوان ، در يادگيرى اهتمام مىورزيد . هنوز استاد دربارهء موضوع درس سخن نگفته بود كه عيسى آن را بيان مىداشت و از آموزگار سؤالاتى مىكرد ، مشكلى بر او باقى نمىماند و موضوعى از ذهنش خارج نمىگشت .
عيسى هنوز دوازده سال نداشت كه به اتفاق مادرش به بيت المقدس رفت ، جمعيتهاى مختلف و مناظر جالب بيت المقدس و آثار سحرانگيز و ديدنى اين عبادتگاه او را مبهوت نساخت . شهر بزرگ بيت المقدس با آنهمه نقش و نگار و زيبايى كه داشت عيسى را به خود جذب نكرد . با اينكه عيسى در سنى بود كه مستلزم بازى و سرگرمىهاى كودكانه بود ، اما او از تمام زيبايى و نقش و نگار شهر چشم پوشيد و خود را به حوزههاى فضل و حكمت رساند تا از سرچشمه علم و معرفت سيراب گردد .