بر سر زبانها بيافتد و مردم از او به زشتى ياد كنند و دربارهء او سخنى گزاف بگويند ، هر قدر دوره باردارى مريم پيش مىرفت اندوه او نيز افزايش مىيافت و آلام و حزن او بيشتر مىشد و به زودى آنچه را كه مىكوشيد مخفى نگه دارد ظاهر مىگشت .
بارخدايا خودت رحم كن ! اين چه سرنوشتى است كه مقدرات ، براى من در نظر گرفته و چه حادثهاى است كه روزگار براى من رقم زده ؟ من از سلالهء انبيا و از خانوادهاى هستم كه ريشه آن بر تقوى و شاخههاى آن سر به آسمان حكمت برآورده ، پدرم مردى سالم و مادرم زنى پاك بوده ، چگونه ممكن است زبانها آبروى مرا مورد شك قرار دهند ؟ و چگونه تهمتى را كه بر من وارد مىشود ، دفع كنم ؟
راستى اين موقعيتى است كه بدن را مىلرزاند و از هول آن كودكان پير مىشوند ، آيا مردم فكر مىكنند كه مريم سرمايه گرانقيمت خود را كه دختران در حفظ آن مىكوشند از دست داده است ؟ آيا مىگويند ، او آبروى خاندان خويش را برده و شرافت طايفه خود را لكهدار ساخته است ؟ و آيا او را از اوج عزت به زير مىكشند و خوار و ذليل مىسازند ؟ چنين سرنوشتى غير قابل تحمل است .
همه اين مطالب گفته شده و يا گفته مىشود ، در صورتى كه مريم عليها السّلام مرتكب گناهى نشده ، و دامن خود را به معصيت آلوده نساخته است . مريم از تصوراتى كه در ذهن مردم دور مىزند پيراسته و از آنچه در خاطرشان مىگذرد مبرا است .
اما آيا براستى مريم در چنين شرايطى بجز تسليم در برابر قضاى خداوند چارهاى دارد و آيا جز انتظار مقدرات راه ديگرى به نظر او مىرسد ؟
مريم عليه السّلام و بيم و اميد
بىترديد اميد به خدا و پرهيزكارى مريم ، تا حدى مشكلات و ناراحتىهاى او را تخفيف مىداد ، و او را اميدوار مىساخت كه از تنگناى موجود نجات يابد و خاطر پريشانش آسوده گردد . مگر فرشتهء خدا به او خبر نداده بود كه به زودى فرزندى مىآورد كه در گهواره با مردم سخن مىگويد ؟ و آيا اين برهان ، دليلى روشن بر بىگناهى و پاكدامنى او نبود ؟ ! قطعا چرا ، زيرا چنين كودكى خود بهترين گواه بر برائت و