ستايش خداى را كه سالها امانتش را در اختيار من گذاشت و امروز اقتضاى حكمتش بود كه آن را باز ستاند ، سپاس خداى را آن زمان كه لطف كرد و اكنون كه بازگرفت .
حمد خداى را در خشنودى و غضب او ، ستايش خداى را در نفع و ضرر او . خدا مالك همه چيز و صاحب قدرت است ، به هركس كه بخواهد نيرو مىدهد و از هر كس كه بخواهد آن را مىگيرد ، به هركس كه اراده كند عزت و به هركس كه بخواهد ذلت مىدهد . سپس ايوب براى سجده در برابر عظمت پروردگار بر زمين افتاد و ابليس زيانكار را متحير و متعجب رها كرد ، تا بنگرد و خلوص ايمان او را ببيند !
ايوب عليه السّلام و مرگ فرزندان
ابليس چون به هدف خود نرسيد ناچار به سوى خدا بازگشت و تصميم گرفت حيلهء جديدى در اجراى نقشهء شوم خود و به منظور گمراهى ايوب طرح نمايد . وى گفت : پروردگارا ! اگرچه ايوب در مقابل نعمتهاى تو ستايش و در مصيبت زوال نعمت فقط صبر مىكند ولى اين صبر و شكر فقط به خاطر دلگرمى و اتكا به فرزندانش است ، او اميد دارد به وسيلهء فرزندان خود قدرت و شوكت از دست رفته را بازيابد و تجديد قوا نمايد و اموال بربادرفته و ملك و املاك فنا شده را بازگرداند ، لذا اگر مرا بر فرزندانش تسلط مىبخشيدى و من توانستم نقشهء خود را درباره ايشان اجرا كنم يقين دارم كه ايوب كفر و انكار خواهد ورزيد و جهل و عناد خود را آشكار مىسازد ، زيرا حادثهاى سختتر از مصيبت مرگ اولاد نيست و اين اتفاق ناگوار روح انسان را به سختى متأثر و دگرگون مىكند .
خدا به ابليس پاسخ داد : تو را بر جان فرزندان ايوب نيز مسلط مىسازم ولى به زودى مىبينى كه ذرهاى از ايمان و قطرهاى از درياى صبر و اراده او كم نمىشود .
ابليس بازگشت و ياران و همراهان خود را فراخواند و همگى به كاخ فرزندان ايوب رهسپار شدند . فرزندان ايوب در نعمت و رفاه زندگى سعادتمندانهاى داشتند كه ناگهان كاخشان لرزيد و از ريشه برآمد و ديوارها و سقف آن فروريخت و تمام فرزندان ايوب در زير آوار جان باختند .