تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
خويش مشغول است ، از نيكى و انفاق به زيردستان و خدمتگزاران دريغ ندارد ، گرسنگان را سير مىكند ، برهنگان را لباس مىپوشاند ، اسيران را آزاد و با چهره‌اى گشاده از حاجتمندان استقبال مىكند . بعلاوه به نشر علم و معرفت در بين مردم همت مىگمارد و آنان را از بند جهل رها مىسازد و ستمكاران را از عمل خود بازمىدارد . ابليس تصميم گرفت خود را به ايوب نزديك كند و او را دچار وسوسه نمايد و دنيا و زيباييهاى آن را براى او جلوه دهد و از عبادت و امور خير بازش دارد ، ولى به زودى دريافت كه اگرچه ايوب در ناز و نعمت غوطه‌ور است اما غنا و ثروت او را به عياشى وانداشته و او دائما زبان به شكر و سپاس خداوند مىگشايد و نسبت به همه مردم مخصوصا سائلين و محرومان مهربان است و از ايشان با روى گشاده استقبال مىكند . سخنان بيهوده در گوش و هوى و هوس در قلب ايوب راهى ندارد و او از بندگان مخلص خداست كه تسلط شيطان را نمىپذيرد . ابليس از آنچه ديده بود ناراحت و مأيوس شد و ناچار به سوى خدا بازگشت و گفت : بارخدايا ! ايوب همان بنده‌ات كه تو را عبادت و پرستش مىنمايد و قلبش به ذكر تو مىطپد و زبانش به تسبيح تو باز است ، از روى اخلاص و تمايل قلبى ، اين كارها را انجام نمىدهد ، بلكه ترا فقط به خاطر مال و ثروت فراوان و فرزندان زيادى كه به او عنايت كرده‌اى ، پرستش و عبادت مىكند و به اين اميد و آرزو است كه مال و مقام او را حفظ كنى و آنها را بركت بخشى و در حقيقت عبادتش بهاى نعمتهايى است كه به او عطا كرده‌اى . آيا هزاران گوسفند و شتر و صدها اسب و گاو و كشتزارهاى خرم و باصفا و زمينهاى پهناور و پسران و دختران زياد شكر و سپاس تو را نمىطلبد و آيا بيم زوال و تباهى اين همه ثروت و نعمت نيست كه او را به عبادت و بندگى تو ناچار مىسازد . پس عبادت ايوب از روى خلوص نيست و ناشى از بيم و اميد و حرص و طمع است . اين ثروت سرشارى كه در اختيار دارد از او بگير و او را از اين نعمت بيكران محروم ساز ، آنگاه مىبينى كه زبان او از ذكر تو خاموش و قلب وى از فرمانت گريزان مىگردد .