اين كتاب خدا است كه به دور افكندهايد و حق او را منكر شدهايد . در صورتى كه نعمتهاى خدا بر شما جارى و خيمه بركاتش بر سر شما گسترده است . او در زمين به شما قدرت داده و شما را مورد حمايت و بر جهانيان برترى داده است .
از گذشتهء نزديك خود پند و اندرز و از رحمت خدا در مورد خود عبرت بگيريد ، به ياد آوريد زمانى را كه سخاريب ( پادشاه بابل ) با لشكرى انبوه و از روى ظلم و جور بر شما هجوم آورد و قصد نابودى سرزمين و انقراض نسل شما را داشت ، اما به بركت وجود اشعياء پيغمبر و به خواست وى ، خداوند مكر و حيله دشمن را از شما گرداند و آنها را خوار و زبون و سپس گرفتار بلا و طاعون كرد و جامه ذلت و سرافكندگى به آنها پوشاند .
پاداش اشعياء كه بلاگردان شما شد ، چه بود ؟ ! شما چگونه مقام و منزلت او را ارج گذاشتيد ؟ اگر اشعياء در ميان قومى حقشناس بود ، بهترين احترام و تجليل از او به عمل مىآمد و از جان و دل امر او را اطاعت و حكم او را جارى مىكردند ، ولى افسوس بر شما و بر اعمالتان كه حق او را ادا نكرديد و او را مورد اهانت و آزار و اذيت قرار داديد ، سپس او را كشتيد و ذبحش كرديد و خون پاكش را بر زمين ريختيد تا روح پاك و مقدس او به آسمان رفت و از ظلم و ستم و جنايت و حقناشناسى شما نزد خدا شكايت برد .
سپس شما بنى اسرائيل براى گناه پشتبهپشت يكديگر داديد و در تعدى و تجاوز به يكديگر كمك كرديد ، دست از كارهاى ناشايست برنداشتيد ، گويا تورات روح شما را از معاصى تميز نساخته و هيچ پيغمبرى شما را دعوت و هدايت نكرده است .
هماكنون سخن حق را به عنوان اعلام خطر قطعى از من بپذيريد ! خدا به من وحى كرده است شما را به سوى حق دعوت كنم و از عذاب و عقاب او بيم دهم . اگر از مستى و غفلت خود خارج نشويد و جهل و عناد را كنار نگذاريد و اگر به كتاب خود باز نگرديد و به آن تمسك نجوييد و آيات آن را محترم نشماريد و خود را اصلاح نكنيد ، خداوند بنا دارد بردگانى بيرحم و سپاهيانى نيرومند را باصلابت و عزمى آهنين به
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 266
مساهمون: محمد أحمد جاد المولى
ص٢٦٦