سوى شما اعزام دارد كه رحم در دل آنان و مهربانى به قلبشان راه ندارد ، ايشان زمام شما را به كف مىگيرند و شما را خوار و ذليل مىسازند و بر سرزمين شما مسلط مىگردند و اين كاخهايى كه در سايهء آن به خوشگذرانى مشغوليد خراب و ويران و اين قلعه و برجهاى محكم را با خاك يكسان مىكنند ، و بدين ترتيب باغهاى سرسبز و خرم ، جولانگاه شيران و كشتزارهاى شما كه از ميوه و محصولش برخوردار مىشويد خوابگاه پلنگان و يوزان مىگردد .
ايشان حرمت معابد را كه خداوند براى تهذيب روح شما قرار داده مىشكنند و بر جان و مال و ناموس شما مسلط مىگردند و در اين حال گروهى از شما به خون خود مىغلطيد و گروهى ديگر با ذلت به دام اسارت مىافتيد .
من آنچه را كه لازم و شرط بلاغ است براى شما بيان كردم و از حقايق ، پرده برداشتم ، اكنون خود دانيد و هر راهى را كه صلاح مىدانيد به آن طريق درآييد .
بنى اسرائيل پيغمبر خود را به زنجير كشيدند
با پايان سخنان ارمياء ، بزرگ بنى اسرائيل برخاست و با لحنى تمسخرآميز گفت :
تو بزرگان بنى اسرائيل را مجتمع ساختى تا اين حرفها را براى آنان بزنى ، براستى كه به خدا دروغ بستهاى و افتراء بزرگى به او مىبندى !
آيا خدايى كه ما را از ميان مخلوق خود برگزيده و ما را براى پذيرش كتاب خود لايق دانسته ، اكنون سلطنت و قدرت ما را به دست كافرانى كه فقط آتش را پرستش مىكنند و پيشانى خود را فقط براى بت بر زمين مىگذارند ، نابود مىكند ، بدون ترديد ندانسته سخن مىگويى و به باطل گمان پيدا كردهاى و در وادى خيال و گمراهى ره مىسپارى .
ارمياء گفت : اى بنى اسرائيل ! خدا ايشان را براى عذاب و كيفر شما مىفرستد ، همان گونه كه و با و طاعون همهگير و سيل بنيانكن را براى عذاب مىفرستد . راستى چه فرق است كه بلايى نسل شما را ريشهكن سازد و يا سلطان ستمگرى سر شما را فرود آورد و شما را ذليل و متفرق سازد . خدا گواه است كه به شما پند دادم و در آن