تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
خود به وحشت افتاد و به همين جهت دست به شمشير برد ، با سوءظن مردم را تعقيب كرد و به صرف اتهام خون برخى را ريخت ، بىگناه را به جرم گناهكار شكنجه مىكرد و دوست خود را بجاى دشمن كيفر مىداد . سپس به آزار دانشمندان و كشتار روحانيون بنى اسرائيل پرداخت ، و از اين راه وحشتى در قلب سربازان خود انداخت و بدين‌وسيله براى حفظ سلطنت خود لشكرى نيرومند و فرمانبردار و مطيع مهيا ساخت و با غضب و ستم بر آنان حكومت نمود . اما داود درحالىكه بر جان خود ايمنى نداشت به زندگى خود ادامه داد ولى با علم به كينه و حيله طالوت ، ناچار سپاهى عظيم مهيا كرد تا در صورت نياز بتواند بر عليه طالوت از آنها استفاده كند و پاسخ مكر و نيرنگ و ظلم او را بدهد . داود از منزلگاه صحرايى خود بهمراه انبوه سربازانش و به منظور بررسى وضع طالوت حركت كرد و او را در حالى يافت كه در دره‌اى به همراه سپاهيانش از فرط خستگى بياسوده و به خواب رفته بودند . داود به آرامى به سمت طالوت رفت و نيزهء او را كه در پهلوى خود گذاشته بود برداشت و بازگشت . طالوت از خواب برخاست و به جستجوى نيزهء خود پرداخت و چون آن را نيافت به تفحص كسى كه آن را برداشته ، پرداخت در همين موقع كه طالوت مضطرب بود ، فرستادهء داود پيش وى آمد و گفت : اين نيزهء تو است ، خدا به داود قدرت داد كه سر از بدنت جدا سازد ولى او روحى بزرگوارتر و قلبى رئوف‌تر از آن داشت كه با مكر و حيله تو را در خواب غافلگير كند و خونت را بريزد و ايمان به خداوند به او اجازه چنين كارى را نداد . گفتار نماينده داود در دل طالوت اثر كرد و قلبش را متأثر نمود و به همين جهت اشك تأثر از چشمانش فروريخت ، آتش حسرت و پشيمانى در او زبانه كشيد و با چشم گريان و روحى پشيمان بازگشت . طالوت پشيمان بود كه چرا به داود خيانت كرد درحالىكه او اهل خيانت نبود ؟ پشيمان بود كه دانشمندان و روحانيون بنى اسرائيل را كشته درحالىكه مستحق مرگ نبودند و اكنون بايد در پيشگاه عدل الهى چه كند و چه عذرى آورد ؟
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 242 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى