تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
اختيار داود عليه السّلام بگذارند و سرانجام دختر با داود زندگى سعادتمند و خوشى را شروع كرد ، اما اين حادثه تنها براى يك نفر بسيار ناخوشايند و متأثركننده بود و خبر ازدواج سابغ مانند تيرى در تاريكى شب بر قلب او فرود آمد ، و او چاره‌اى نداشت و بايد تسليم تقدير الهى مىگشت . « 1 » داود از ازدواج جديد خود خرسند بود و پس از اين ازدواج به برنامهء هميشگى خود كه ساليان متمادى آن را تعقيب مىكرد پرداخت ، داود شبانه‌روز خود را به چهار قسمت تقسيم كرده بود يك قسمت براى امور شخصى قسمت ديگر براى عبادت خداوند ، قسمت سوم براى قضاوت بين مردم و حل اختلاف آنها و قسمت چهارم را مخصوص جوانان و فرزندان قوم خود قرار داده بود و آنان را موعظه مىكرد و به راه راست هدايت مىنمود . بدين ترتيب داود كه هم پادشاه بود هم پيغمبر ، بر در منزل خود نگهبان و سربازانى گماشت و برنامه منظمى براى آنان تدوين كرد ، به نحوى كه بجز در ساعات معين هيچكس حق ورود و ملاقات با او را نداشت .

آزمايش داود عليه السّلام

بنى اسرائيل با برنامه‌هاى پادشاه خود خو گرفته بودند و با خرسندى از آن متابعت مىكردند ولى يك روز دو فرشته به صورت دو مرد و در شرايط غير معمول ، روش هميشگى را برهم زدند و نزد دربانان بارگاه داود آمدند ، تا با وى ملاقات كنند ولى اين ساعت ، وقت قضاوت و پذيرايى از مردم نبود و نگهبانان ناگزير بودند ، آن دو مرد را
هامش
( 1 ) . در ترجمه اين قسمت به منظور توافق با عقايد شيعه ، تحريف صورت گرفته است ، تا در عين اينكه زحمات نويسندگان حفظ مىشود ، مطلبى بر خلاف عقيده شيعه ذكر نشده باشد ، زيرا داستان ازدواج داود به شكل افسانه و گاهى به صورت خلاف دين نقل شده كه هيچكدام با عصمت و مقام پيامبران تطابق ندارد ، ولى به طورىكه در متن ترجمه آمده است ، دامن پيغمبر خدا از لكه ننگ پاك است و زحمات نويسندگان هم محفوظ مانده است . حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام براى جلوگيرى از افتراء و بىعفتى به داود عليه السّلام فرمود : هيچ مرد را پيش من نخواهند آورد كه چنين پندارد كه داود زن اوريا را به همسرى گرفت ، مگر آنكه دو حد بر او جارى خواهم كرد ، يكى حد نبوت و ديگرى حد اسلام . مترجم .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 245 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى