تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
موسى پاسخ داد ، خدا مىگويد : اين گاو به رنگ زرد زرينى است كه بينندگان را شادمان مىسازد . بر حيرت بنى اسرائيل افزوده شد و از درك اين الهام الهى عاجز ماندند ، گويا چيزى نشنيده بودند و به خاطر نمىآوردند لذا بار ديگر سؤال خود را تكرار كردند و عذر خواستند كه در شناسايى گاو درمانده‌اند و اميد داشتند كه به خواست خدا راهنمايى و ارشاد شوند . پاسخ آنان آمد « اين گاو آن‌قدر رام نباشد كه زمين شيار كند و آب به كشتزار بدهد ، از هر عيبى پيراسته و تمام بدنش يكرنگ است و علامتى در آن وجود ندارد « 1 » » بنى اسرائيل پس از سعى و تلاش فراوان ، گاوى با اين وصف را نزد يتيمى يافتند كه خدا به گاو او بركت داده بود ، لذا با پرداخت مبلغ هنگفتى گاو را از او خريدند و آن را كشتند و طبق دستور موسى عمل كردند و قاتل را يافتند و به مقصود خود رسيدند و از تحير و ترديد در آمدند .
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه : 71« إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ . . . »