تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
باشيد كه شما به فتنهء سامرى و گوساله آزمايش شديد و پروردگار شما خداى رحمان است ( نه اين گوساله سامرى ) ، از من پيروى و امر مرا اطاعت نماييد . بنى اسرائيل گفتند : ما به پرستش گوساله ثابت مىمانيم تا وقتى كه موسى نزد ما بازگردد . « 1 » هارون با وفاداران ثابت‌قدم كه ايمان خود را حفظ كرده بودند باقى ماند و از درگيرى با گمراهان و بيگانگان اجتناب كرد ، زيرا گوساله‌پرستان متحد شده بودند و هر دم بيم گسترش فتنه و آشوب ، هارون را تهديد مىكرد . آنگاه كه موسى عليه السّلام در طور سينا بسر مىبرد ، پروردگار او را از سرگذشت قوم و مكر سامرى آگاه ساخت و گفت : اى موسى ! ما قوم تو را در غياب تو آزمايش كرديم و سامرى آنان را گمراه ساخت . آنگاه كه مدت ميقات به پايان رسيد و موسى به سوى قوم خود بازگشت و از دور صداى هياهو و فرياد قوم را شنيد ، حقيقت مطلب را دريافت و از وضع آنان آگاه شد ، زيرا گوساله‌پرستان در اطراف گوساله‌اى به رقص و پايكوبى مشغول بودند . با مشاهده اين صحنه ، آتش غيظ و غضب در موسى شعله‌ور شد و الواحى كه در دست داشت به زمين افكند و به سوى هارون شتافت و سر برادر را گرفته به سوى خويش كشاند و گفت : « چرا وقتى ديدى قوم گمراه شده‌اند ، روش مرا دنبال نكردى ؟ ! » چرا مفسدين را بيرون نراندى و با گمراهان مبارزه نكردى تا آتش كفر و طغيان را هرچه زودتر فروبنشانى .

محو گوساله‌پرستى

با برخورد تند موسى عليه السّلام ، هارون به شدت اندوهگين شد و سپس با تضرع متوجه برادر گشت و از وى تقاضاى لطف و مهربانى كرد تا ناراحتى و خشم او را فرونشاند . هارون به موسى گفت : « اى برادر ! سر و محاسن مرا رها كن زيرا بنى اسرائيل مرا خوار ساختند و نزديك بود مرا بكشند شماتت دشمن را براى من مخواه و مرا با قوم ستمگر همسنگ مساز . اى برادر بزرگوار ! من ترسيدم كه اگر با آنان نبرد كنم بگويى :
هامش
( 1 ) . سوره طه ، آيه : 90 و 91« يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ . . . »