تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

گوساله سامرى « * »

بنى اسرائيل منتظر بودند تا موسى پس از سى روز بازگردد ، ولى موسى عليه السّلام بدون اينكه پيش‌بينى كرده باشد ، غيبتش طول كشيد و به چهل روز رسيد . بنى اسرائيل به فكر فرورفتند و گفتند : موسى با ما وعده خلافى كرده و پيمان خود را شكسته است ، او ما را در نادانى و شب تاريك رها ساخته است ، درحالىكه ما شديدا نياز به راهنمايى و ارشاد داريم . در همين حال داعيه شر و فتنه ، سامرى را تحريك كرد و او فرصت را غنيمت شمرد و به مردم گفت : بايد شما براى خويش خدايى انتخاب كنيد ، زيرا موسى ديگر بازنمىگردد ، او رفت تا خداى شما را بيابد ولى حتما راه را گم كرده كه آمدنش به تأخير افتاده و به وعدهء خود وفا نكرده است . سامرى اين سخن را وقتى گفت كه ضعف روحى و تمايل به كج‌روى در بنى اسرائيل تقويت شده بود ، مگر اينها كسانى نيستند كه قبلا روحشان به كفر متمايل بود و آنگاه كه در راه به بت‌پرستان برخورد كردند ، به موسى گفتند : اى موسى براى ما هم خدايى مانند خدايان ايشان قرار ده ! سامرى از اين كوردلى و زمينه آماده گمراهى استفاده كرد و طلاهاى مردم را كه براى زينت و آرايش عيد خود فراهم كرده بودند ، جمع‌آورى كرد و سپس گودالى كند و طلاها را در آن ريخت و پس از آن آتشى افروخت و از آن طلاهاى ذوب شده گوساله‌اى زرّين ساخت كه صدايى هم از آن خارج مىشد و مردم را به پرستش و عبادت آن دعوت كرد . بنى اسرائيل كه در عقيده خود ضعف داشتند در اين امتحان شكست خوردند و به گوساله‌پرستى روى آوردند . هارون كه از اين واقعه شديدا آزرده‌خاطر شده بود به آنان گفت : « اى قوم ! به هوش
هامش
( * ) . كلمه سامرى معرب كلمهء « شمرونى » است و شمرون نام يكى از اولاد يشاكر بن يعقوب است كه تورات از او نام برده و اولاد شمرون بن يشاكر از عشاير بنى اسرائيل بوده‌اند . سامرى صاحب داستان گوساله يكى از افراد همين عشيره و فردى از فرزندان شمرون بن يشاكر است و از جهت انتساب به او ، سامرى خوانده شده نه از جهت انتساب به شهرى كه سالها پس از زمان موسى بنا نهاده شده است .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 202 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى