تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

موسى عليه السّلام به طور سينا مىرود

پس از نجات موسى و همراهانش از شر فرعون و عبور از دريا ، آنها در محل مناسبى رحل اقامت افكندند و زندگى جديدى را آغاز كردند ، به همين جهت محتاج به آيينى بودند كه طبق آن عمل كنند و قانونى لازم داشتند كه به هنگام نزاع و مخاصمات به آن مراجعه نمايند ، لذا موسى از خداى خود كتابى خواست كه در پرتو آن بنى اسرائيل هدايت گردند و به احكام خدا عمل نمايند ، اوامر او را اطاعت و از نواهى و اعمال زشت دورى جويند . مقصود موسى اين بود كه قوم با گذشت زمان در وادى بىدينى سقوط نكنند و در امور معاش و معاد دچار اشتباه نشوند . خدا به موسى عليه السّلام دستور داد خود را تطهير كند ، سى روز ، روزه بگيرد سپس به طور سينا برود تا خدا با وى سخن بگويد و دستور خود را ، در كتابى كه مرجع و منبع امور آنها است دريافت دارد . موسى از ميان قوم خود هفتاد نفر را انتخاب و به‌طور دعوت كرد . سپس خود زودتر به ميقات و وعده‌گاه پروردگار خود روان شد و پس از سى شب ، وصل موسى حاصل شد ، ولى برگزيدگان قوم او عقب مانده بودند . در همين موقع بود كه از موسى سؤال شد : چرا با شتاب و عجله آمدى ؟ ! موسى جواب داد : برگزيدگان قوم من در راه هستند ، من به علت شوق ديدار تعجيل كردم ! سپس موسى عليه السّلام مأمور شد ده روز ديگر در ميقات خود بماند تا وعده او پس از چهل روز به پايان برسد . از طرفى هنگامى كه موسى به سمت كوه طور رهسپار مىشد ، هارون برادر خويش را به سرپرستى قوم گماشت تا در غياب او به امور قوم رسيدگى و احوال آنان را بررسى نمايد ، تا موسى همراه امانت گرانبهاى خدا ( تورات ) بازگردد و به شرافت ميعاد خويش با خدا نايل گردد . چون موسى به‌طور سينا رسيد خداوند او را به تكلم با خويش خشنود نمود . او را مقرب خود ساخت و منزلتش داد . اين عمل شوق ديدار پروردگار را در موسى
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 200 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى