تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
شعله‌ور كرد و گفت : بار خدايا خود را به من بنمايان تا به تو نظر كنم ! « 1 » او كه از نعمت رسالت بهره‌مند شده و مورد لطف و تقرب پروردگار قرار گرفته بود ، خواهان نظاره جمال حق بود و از طرفى قوم او نيز چنين انتظارى داشتند . خداى موسى به وى فرمود : هرگز مرا نمىبينى ، به جانب چپ نظر كن ، اگر كوه به جاى خود ماند ، تو نيز مرا خواهى ديد . موسى نظر به كوه افكند و در آن خيره شد ناگهان كوه متلاشى و بر روى زمين جارى گشت و ناپديد شد . موسى عليه السّلام از اين حادثه وحشتناك ، مضطرب و هراسان شد و بيهوش بر روى زمين افتاد و سپس خداوند او را مورد لطف و رحمت خود قرار داد تا به هوش آمد و به تسبيح و تكريم خداى متعال پرداخت . آنگاه موسى الواح تورات را كه شامل نيازمنديها و احكام بنى اسرائيل بود ، دريافت كرد و سپس عرضه داشت : بارخدايا ! مرا كرامتى نمودى كه قبلا به هيچ‌كس چنين كرامتى نكرده بودى . وحى شد : اى موسى ! من تو را به رسالت و كلام خود برگزيدم ، آنچه را به تو نازل كردم بگير و از شكرگزاران باش . [ تصوير ] تابلويى تخيلى از حضرت موسى بر فراز كوه سينا
هامش
( 1 ) . از برخى آيات قرآن چنان استفاده مىشود كه اين درخواست موسى از جانب قوم بوده و او به عنوان نيابت و نماينده آن را اظهار كرده است و خود نيازى به رؤيت ظاهرى خداوند سبحان نداشته است .