تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
خداوند او را اجر مىدهد ، زيرا خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمىسازد . » « 1 »

بوى پيراهن يوسف !

با شناسايى يوسف رنگ چهره برادران تغيير كرد ، افكارشان مضطرب شد ، زبانهايشان به لكنت افتاد و آرزو كردند در زمين دهانى باز شود و آنان را ببلعد و يا از آسمان صاعقه‌اى فرود آيد و آنان را بسوزاند . اما روح يوسف عليه السّلام مهربانتر از آن است كه اجازه دهد ترس آنان ادامه يابد و كريم‌تر از آن است كه لغزش آنان را مكافات كند . گرچه آنها براى كشتن او پشت به پشت يكديگر دادند و او را مورد حمله قرار دادند و در مكر و خدعه عليه او و برادرش زياده‌روى كردند ، ولى به‌هرحال آنها برادران وى هستند ، لذا يوسف رو به آنها كرد و گفت : « امروز بر شما سرزنشى وارد نيست ، خدا شما را بيامرزد ، زيرا او از همهء رحيمان مهربان‌تر است . » « 2 » به داستان يعقوب بازگرديم ، يعقوب كه روزگار درازى گرفتار محنت و مصيبت شده بود ، در بوتهء آزمون الهى با صبر و بردبارى بر مشكلاتى كه كوه را از پاى درمىآورد فائق و پيروز شد و ازاين‌رو نام او در رديف اول صابران و پرهيزكاران درآمد و نام او در جمع پيامبران بزرگ ثبت شد و بهشت جاودان پاداش صبر و زحمات وى گرديد و خداوند براى جبران صبر و بردبارى و براى تسليت و تشويق صابران و رنج‌كشيدگان در دنيا نيز او را پاداش خير داد . روزى يعقوب به مصلاى خويش رفت ، نماز خواند و ذكر خدا گفت ، سپس طبق معمول بسيار گريست ولى ناگهان ، دلش آرام و اشكش خشك گرديد و قلبش قوت گرفت . سبحان اللّه ، اين احساس عجيبى است ؟ ! اين درك تازه چيست ؟ ! يعقوب عليه السّلام اكنون در اعماق روح خود احساس آسايش مىكند ، وجدان خود را
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ، آيه : 90 . ( 2 ) . سوره يوسف ، آيه : 92« لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ . . . »
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 161 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى