تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
بين مىرفت ، در نهايت از رفتن به داخل غار منصرف شدند ، و به بالاى كوه شتافتند « 1 » . ( 286 ) عثمان بن جزرى از مقسم نقل مىكند كه ابن عباس در تفسير آيهء
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا
. . . گفت : قريش به مشورت نشستند كه چون سحرگاهان شود ، نبى صلى اللَّه عليه و آله را سخت مجازات كنند . اما صبح آن روز ، على عليه السّلام را در جاى رسول صلى اللَّه عليه و آله ديدند . به تعقيب آن حضرت پرداختند تا به غار رسيدند ، چون دهنه غار را تار عنكبوت پوشانده بود ، به داخل غار نرفتند و سه روز در كنار آن غار منتظر ماندند . ( 287 ) عبد الرّزاق از پدرش و او از عكرمه در باره كلام خدا
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا
. . . نقل مىكند . زمانى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و ابو بكر به غار پناه بردند ، على عليه السّلام در بستر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خوابيده بود ، و مشركين آن شب به حراست و محافظت بيت پيامبر مشغول بودند و هر گاه نگاه مىكردند ، و به نظرشان مىرسيد كه او در بستر آرميده است ، پس كارى نداشتند و منتظر بودند تا صبح شود ؛ چون روشنى صبح فرا رسيد ، ناگهان با على عليه السّلام مواجه شدند . پرسيدند : يا على ! رفيق و مصاحب تو كجاست ؟ على فرمود : نمىدانم ، خدا بهتر مىداند ! پس با همه امكانات به تعقيب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پرداختند ؛ ولى او را نيافتند . ( 288 ) مجاهد از ابن عباس نقل مىكند : زمانى كه قريش در دار الندوه براى رهايى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تجمّع كردند ابليس به شكل شيخ جليل القدرى بر آنان عرضه شد . سران قريش از همديگر پرسيدند : اين شيخ كيست ؟ او گفت : شيخى از اهل نجد
هامش
( 1 ) روايت رقم 285 / شواهد التنزيل از ابن عبّاس در همين معنى نقل شد .