تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
تنها به سبب بيمى است كه از وزير دارند ، و اگر سلطان او را به قتل آورد ، ايشان بار ديگر سر بر فرمان وى خواهند نهاد . سلطان مسعود كه موجبى براى قتل وزير نمىديد ، او را به حاجب بزرگ تتار سپرد - كه پس از ارغان ، كه به دست بوزابه در جنگ پيش‌گفته به قتل آمد ، حاجب بزرگ شده بود . آن انجمن در شوّال سال پانصد و سى و سه پديد آمد . قراسنقر به همراه ملك سلجوق و ملك داود بن محمود به خدمت سلطان مسعود رسيد و ابو عزّ بروجردى ، دبير قراسنقر ، وزارت يافت . « 1 » پس از آن قراسنقر به همراه آن دو ملك آهنگ سرزمين فارس كرد و با جمعى انبوه به نوبندجان « 2 » رفت . بوزابه كه از آمدن وى خبر يافت ، گريخت و به دژى در ميانهء خوزستان و فارس پناه برد . « 3 » در اين ميان ملك سلجوق به شهر شيراز درآمد و بر تخت شاهى جلوس كرد . قراسنقر سر آن داشت كه سپاهى با وى همراه كند ، كه سركردهء سپاه ملك سلجوق ، امير سلاحى پيش‌گفته ، بيامد كه اين او خواهد كرد ، كه بىانبازى را خوش مىداشت ، و به قراسنقر گفت كه من تو را بسنده‌ام . قراسنقر اين سخن پسنديد و از او جدا شد و از راه خوزستان به همدان رفت و گروهى از اميران را به سببى با ملك داود از راه ديگرى روانه كرد . و امّا ملك سلجوق و غزاغلى ؛ آن دو سر در كار خود داشتند و گمان نمىبردند كه دشمنى بر آنان درآيد ، اما بوزابه بر ايشان بتاخت و بيشتر آنان را به قتل آورد و ملك سلجوق را اسير كرد و او را به دژ اسپيددژ برآورد ، و اين پايان روزگار ملك سلجوق بود . « 4 » بوزابه در مملكتش پاى استوار كرد و هيبتش افزون شد و بيمى از شرّش پديد گشت . قراسنقر كه اين خبر يافت ، گريزان به راه خويش رفت و سر آن داشت كه ديگر تدبير مملكتش نكند ، تا اينكه به بروجرد رسيد و
هامش
( 1 ) . در بندارى ( 188 - 187 ) اينسان است كه قراسنقر خود وزير برگمارد . همان‌طور كه ابن اثير مىگويد ( 11 / 25 ) ، كار بر سلطان مسعود سخت شده بود و شهرها را اميران بىخواست او به اقطاع مىگرفتند و شهرى براى او باقى نمانده بود و تنها نام سلطنت داشت . اما وزير جديد ؛ او ابو العزّ طاهر بن محمد بروجردى بود كه تنها به فرمان قراسنقر كار مىكرد ، و نيرو و مال فراوان يافت ، تا جايى كه خداوند چهارصد روستا شد . بندارى 188 . ( 2 ) . نوبندجان ، شهرى است در فارس ، از شهرستان شاپور كه با ارّجان و شيراز 26 فرسنگ فاصله دارد . ياقوت 5 / 307 . ( 3 ) . اين دژ ، بنا به گفتهء ابن اثير ( 11 / 27 ) و راوندى ( 335 ) ، دژ اسفيدزج است . اين دژ در بندارى ( 188 ) گل و گلاب نام دارد . ( 4 ) . بوزابه بر فارس دست‌يافت و سلجوق شاه را به سال 534 ه اسير كرد . بنا به گفتهء بندارى ( 189 ) كسى در مرگ وى ترديد نداشت . راوندى ( 335 ) مىگويد كه سلجوق شاه در دژ اسفيدزج مرد . نيز نك . به : ابن اثير 11 / 27 .