قراسنقر ، را به چنگ آورد و بكشت ، و اين در اواخر سال پانصد و سى و يك بود . « 1 »
پس از چندى بوزابه به فارس بازگشت و در آنجا جانشين منكوبرس شد . « 2 » هم بدين هنگام سلطان مسعود با برادرش سلجوق ، كه قراجا ساقى همراهش بود ، صلح كرد و سرزمين سكمان بن ارتق و خلاط و توابع آن و منازگرد و ارزن را به اقطاع به دو داد و اتابك معروف به سلاحى « 3 » ، اقطاعدار تبريز ، را هم در خدمت او درآورد . به سال پانصد و سى و سه وزير كمال الدين محمد بن على خازن رازى ، « 4 » وزير سلطان مسعود ، ميانهء او و قراسنقر را به هم زد ، اينسان كه به سلطان گفت : « با اين چيرگى كه او راست ، قدرت سلطنت هويدا نيست ، كه دو تيغ در يك نيام نگنجند » ؛ او با سلطان چنين نهاد كه بوزابه را از فارس بخوانند . اين خبر به قراسنقر ، كه در اذربيجان بود رسيد ، كه در خشم شد و با دههزار سوار به همدان رخت كشيد و ملك سلجوق را از خلاط بخواند و وعده كرد كه او را به فارس بازگرداند و بوزابه را از آنجا براند . با او ملك داود بن سلطان محمود بن محمد طبر ، و نيز اتابكش اياز ، كه از بركشيدگان قراسنقر بود ، بشوريدند .
قراسنقر چو به نزديكى همدان رسيد ، دبير خويش به نزديك سلطان مسعود فرستاد - با نامههايى از او و از ملك سلجوق و ملك داود و جماعت اميران - تا به او بگويد كه شورش آنان
هامش
( 1 ) . اين جنگ ، بنابه گفتهء ابن اثير ( 11 / 23 ) ، در سال 532 ه رخ داد . امير منكوبرس را اسير كردند و پيش روى سلطان مسعود در بند كشتند . سپس سپاهيان سلطان مسعود گريختگان را دنبال كردند و هريك به سويى پى غارت رفت . بوزابه و عبد الرحمان طغايرك كه اينها را ديدند و سپاه مسعود را جدا از او يافتند ، بر وى كه با گروه اندكى بود ، حمله بردند . بوزابه هم گروهى از اميران ، از ايشان صدقة بن دبيس ، خدايگان حلّه و فرزند اتابك قراسنقر ، خدايگان آذربايجان ، و ديگران را گرفت و وقتى از قتل منكوبرس آگه شد ، همهء آنان را به قتل آورد . نيز نك . به : بندارى 185 و ابن قلانسى 267 و ابن جوزى 10 / 76 .
( 2 ) . بوزابه نايب خوزستان هم بود . ابن اثير 11 / 23 و بندارى 185 .
( 3 ) . قطب الدين سكمان قطبى بن ابراهيم ، از ياوران سلجوق قطب الدين اسماعيل بن ياقوتى بود كه به رتبهء اميرى رسيد . خلاط ، ملاذگرد و ارزن را به اقطاع داشت . در شوال سال 502 ه به ميافارقين دست يافت . سكمان را بنيانگذار خاندان معروف به شاه ارمن مىدانند . او در سال 504 ه درگذشت .
نويسنده در اينجا ميان اين دولت و دولت ارتق ، كه سكمان بن ارتق بن اقسيس بنياد كرد ، خلط مىكند ، ولى رخدادهاى ياد شده در اينجا به روزگار شاه ارمن ناصر الدين سكمان دوم ( 1183 - 1128 م ) رخ داده است . نك .
به : بندارى 185 .
امير غزاوغلى سلاحى سپهسالار سلجوق شاه بود . بندارى 185 و 189 - 188 .
( 4 ) . كمال الدين محمد بن على بن حسين رازى مدت هفت ماه وزير سلطان مسعود بود . دلير و دادگر بود و « از عوارض راهها كاست و به شكايتها رسيدگى كرد » و بسيارى چيزهاى نهان شده را كه اختلاس كرده و دزديده بودند ، پيدا كرد . اين بر آنان كه اين كارها كرده بودند ، گران آمد و سلطان « با بىميلى » براى خشنودسازى اميران و متنفّذان او را كشت . ابن اثير 11 / 25 .