اين ابو لهب عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و نام او عبد العزّى و از آن جهت اين كنيه را روى او گذاشتهاند كه زيبا و داراى دو باغ بوده است « 1 » .
و اينكه كنيهاش را آورد ، نه اسمش را به جهت مراعات جناس با قول خدا « ذات لهب » مىباشد او به شدّت با محمّد صلّى اللّه عليه و آله دشمنى داشت .
بعضى گفتهاند : در بازار ذى المجاز جوانى را ديدم مىگويد : اى مردم بگوييد لا إله الّا اللّه رستگار شويد ، ناگهان مردى را پشت سر او ديدم كه به ساق پاى گويندهى كلام چنان زد كه دو ساق پاى آن جوان خونآلود شد ، وى گفت : اى مردم او دروغگوست ، او را تصديق نكنيد .
پس گفتم ! اين جوان كيست ؟
گفتند : او محمّد صلّى اللّه عليه و آله است كه گمان مىكند نبىّ است و اين عمويش ابو لهب است كه گمان مىبرد او دروغگوست .
ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ
لفظ « ما » موصوله و فاعل « تبّ » است ، يعنى بريده باد بىنياز كردن كه مالش او را بىنياز ساخته است .
يا لفظ « ما » مصدريّه است كه با صلهاش فاعل « تبّ » است ، يا فاعل « تبّ » ابو لهب است و « ما » نافيه و جمله خيريّه يا دعائيّه .
يا لفظ « ما » استفهاميّه مىباشد .
وَ ما كَسَبَ
لفظ « ما » موصوله ، يا مصدريّه ، يا نافيه ، يا استفهاميّه و عطف بر « ما أغنى » است ، يا لفظ « ما » مصدريّه يا موصوله و عطف بر « ماله » مىباشد .
و مقصود از « ممّا كسب » ارباح ، آبرو ، جاه ، خدم و حشم است كه بهوسيله مالش آنان را كسب كرده است يا مقصود اولاد يا مجموع اينهاست .
هامش
( 1 ) كنّى لجماله و التهاب وجهه او ماله . منتهى الارب فى لغة العرب ج 3 و 4 ص 1161