و چون لفظ « نصر » اضافه به « اللّه » شده و لفظ « فتح » مطلق آمده مقصود همين نصر و آن فتح است .
و ممكن است رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرگ خودش را از همين معنا استنباط كرده باشد ، چون نصر مطلق و فتح به اين معنا بدون وقت ارتحال كم اتّفاق مىافتد .
وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً
وقتى خداى تعالى مكّه را فتح كرد .
جميع اعراب در اطراف ذليل و تسليم محمّد صلّى اللّه عليه و آله شدند و بدون جنگ و دعوت داخل اسلام شدند و لفظ « دين » همانطور كه به ملّت و بر ولايت كه طريقى بر حسب تكليف و اختيار به سوى خداست ، اطلاق مىشود .
همچنين بر مطلق طريقهى الى اللّه اعمّ از تكوينى يا تكليفى هم گفته مىشود ، چه صاحب شعور و عقل باشد يا نباشد و آنگاه كه قيود و حدود از نظر شخص كامل از بين برود همهى خلق را داخل در دين خدا مىبيند ، يعنى ، همه را در طريق سلوك الى اللّه مىبيند .
بلكه همه را عقلا ، علما و عرفا مىبيند كه به سوى خدا و مظاهر لطف و قهر او در سعى و كوششند و هيچ يك از موجودات را خارج از دين خدا نمىبيند ، زيرا وقتى فتح مطلق براى سالك آمد جميع حدود و تعيّنات را از بين رفته مىبيند چنانچه گفته شده :
صورت خود را شكستى سوختى * صورت كلّ را شكست آموختى
و آن هنگام كه چشم منقلب شود و سالك اين مطلب را ببيند همان زمان ارتحال كلّى او مىشود و به زودى انتقال بزرگ او آغاز