و ليكن بعضى از شبهاى عالم طبع داراى خصوصيّتى است كه باعث مىشود ليالى و شبهاى عالى ظهور شديدترى نسبت به ديگر شبها داشته باشند ازاينرو به اختلاف و به طريق ابهام و شكّ وارد شده كه شب قدر شب نيمهى شعبان يا نوزدهم يا بيست و يكم يا بيست و سوّم يا بيست و هفتم يا شب آخر از ماه رمضان است و در روايات غير از شبهاى مذكور نيز آمده است .
و عالم طبع و همچنين عالم شياطين و جنّ با همهى مراتبشان شب قدر نيستند و اين دو عالم ( شياطين و جنّ ) دو عالم بنى اميّه است كه شب قدر در آن دو نيست و ماههايى كه منسوب به بنى اميّه است كه شب قدر در آنها نيست كنايه از مراتب همين دو عالم است .
يعنى ، بنى اميّه كه از نظر روانى و ساختارى در مرحلهى شياطين و جنّ هستند قدرى برايشان حاصل نشود و لو هزار ماه حكومت كنند از عالم طبع بيرون شده و به عالم امر داخل نمىگردند .
وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ
آوردن دو استفهام براى تفخيم و بزرگ جلوه دادن شب قدر است و چون بيان حقيقت آن شب ممكن نيست ، خداى تعالى فرمود :
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
شب قدر بهتر از هزار شب است كه در آن شب قدر نباشد .
در اخبار زيادى از طريق خاصّه آمده است « 1 » : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خواب ديد كه بنى اميّه بر منبر او بالا مىروند و مردم را از راه راست به عقب برمىگردانند و گمراه مىكنند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ناراحت و اندوهناك
هامش
( 1 ) نور الثقلين ج 5 .