تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها
كه اين شتر خداست ، بگذاريد آبش را بخورد ، چه لفظ « ناقة » منصوب است از باب تحذير يا إغراء ، يا منصوب به فعل محذوف است از غير باب تحذير و اغرا ، يعنى « ازكوا » . و مقصود از « سقيها » نوبت آب خوردن ناقه است ، يا مقصود آبى است كه به نوبت آن شتر از آن آب مىخورد .
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها
در رسالتش ، يا در تحذير و اغرا ، يا در نزول عذاب او را تكذيب كرده و ناقه را پى كردند ( كشتند ) .
فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ
« دمّه » يعنى او را روغن مالى نمود ، خانه را گچ كرد ، كشتى را قيراندود نمود ، زمين را صاف كرد . دمّ فلانا يعنى فلانى را معذّب به عذاب تامّ و كامل نموده و سرش را شكافت ( زخمى كرد ) و او را زد . و قوم را خورد كرد و كوبيد و به هلاكت رسانيد ، مانند « دمدمهم » و « دمدم عليهم » .
فَسَوَّاها
پس خدا عذاب را بر همه‌ى آنان فرود آورد و عمومى شد ، يا قوم ثمود را در عذاب مساوى نمود ، يعنى عذاب را درباره‌ى آنان تعميم داد ، يا همه را با هم مساوى كرد ، يعنى بزرگشان را به اندازه‌ى كوچكشان قرار داد .
وَ لا يَخافُ عُقْباها
كه خداوند از عاقبت عذاب و هلاكت نمىترسد . يا از عاقبت عذاب بالسّويه نمىترسد ، چون چيزى و قسمتى از كارى كه انجام داده به او برگردانده نمىشود و كسى با او معارضه نمىكند و كسى از او انتقام نمىگيرد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 553 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى