بنا نمود و لفظ « ما » آورد تا با اعتقاد جميع فرقهها موافق باشد ، يا لفظ « ما » مصدريّه است .
وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها
لفظ « طحى » مانند « سعى » يعنى گسترد و گسترش پيدا كرد و خوابيد .
و « طحى يطحو » يعنى دور شد و هلاك گشت و انسانى را بر رويش انداخت .
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها
مناسب سياق كلام اين بود كه بگويد « و النّفس » با لام جنس .
ولى از اين تعبير عدول كرد يا براى بزرگ جلوه دادن نفس نسبت به سابق ، يا نفس مخصوص بزرگى را اراده كرده به نحوى كه تعريف آن ممكن نيست و آن نفس كلّى يا نفس نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا نفس ولىّ عليه السّلام يا نفس محمّد صلّى اللّه عليه و آله يا علىّ عليه السّلام مىباشد ، يا نوع مخصوص از نفس مقصود است كه آن نفس بزرگ و نوع نفس انسان است كه در حدّ كمال است .
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
كه انجام دادن فجور و كار زشت را در خاطرش القا كرد ، يا شناخت كارهاى بد را به او الهام نمود تا از آنها دورى كند و شناخت تقوى از الهام كرد تا پرهيزگارى ورزد .
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
كسى كه آن را نموّ داده و اصلاح كرد ، يا تطهير و پاكيزه نمود رستگار شد .
وَ قَدْ خابَ
و زيان ديد ، يا كافر ، يا محتاج يا گرسنه شد .
مَنْ دَسَّاها
لفظ « دسا يدسّو » نقيض لفظ « زكى » و نيز به معناى مخفى كردن و طلب مخفى كردن آمده است .
و « دسى » مانند « سعى » از افعال ناقص يايى نيز ضدّ « زكا » است