و « دسّاه » از باب تفعيل ، يعنى او را فريب داد و فاسد كرد .
و بعضى گفتهاند : معناى آيه اين است كه هر كس خودش را داخل اهل خير نموده و بين آنان مخفى سازد تا از آنان جلوه دهد در حالى كه از اهل خير نباشد نااميد مىگردد .
كَذَّبَتْ ثَمُودُ
جواب سؤال مقدّر است و استشهاد بر نااميدى كسى است كه نفس خود را به كفر و گناه آلوده گرداند ، چون قوم ثمود .
بِطَغْواها
لفظ باء براى سببيّت است و « طغوى » به معناى طغيان ، سركشى ، عصيان و نافرمانى است .
بعضى گفتهاند : لفظ « باء » صلهى « كذّبت » است و لفظ « طغوى » اسم عذابى است كه بر آنان نازل شده است .
إِذِ انْبَعَثَ
بلند شد و آماده گشت براى پى كردن شتر .
أَشْقاها
شقىترين شخص از قوم ثمود و نام او « قدار كهمام » و نام پدرش « سالف » بوده است .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به علىّ بن ابى طالب عليه السّلام فرمود : شقىترين ( اوّلين ) چه كسى است ؟ على عليه السّلام گفت : كسى كه ناقه را پى كرد . فرمود : راست گفتى . پس بگو شقىترين ( آخرين ) چه كسى است ؟ گفت : گفتم : يا رسول اللّه نمىدانم . فرمود : او كسى است كه بر اينجاى تو ضربت مىزند و اشاره به فرق سرش نمود . « 1 »
فَقالَ لَهُمْ
بهتر اين است كه لفظ « فاء » براى سببيّت خاصّ باشد ، يعنى ، از جهت آنكه به آنان گفت :
رَسُولُ اللَّهِ
رسول خدا صالح عليه السلام
هامش
( 1 ) كتاب المناقب بن شهرآشوب .