و لذا فرمود :
وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى
آن وقت تذكّر براى او كجا سودبخش است .
يَقُولُ يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي
كاش من كارى را انجام مىدادم كه در حيات اخروى مفيد بود ، يا كاش در حيات دنيوى كارى انجام مىدادم .
فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ
لفظ « يعذّب » به صورت معلوم و مجهول خوانده شده و بنا بر هر دو قرائت ضمير « عذابه » به اللّه يا به انسان برمىگردد و لفظ « عذابه » مفعول مطلق نوعى است و اين اوصاف انسان غافل كافر است .
كه در آن روز هيچ كس چون او عذاب نكشد و كسى چون او گرفتار پند نباشد !
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
اين جمله حال يا جواب سؤال مقدّر از حال انسان مؤمن است نقطه مقابل انسان كافر و احكام اوست و در هر دو وجه قول در تقدير است ، يعنى ، گفته مىشود كه . . .
مراتب نفس و كمال نفسانى و آرامش روحى .
نفس انسان داراى مراتب و درجات متعدّد است و مهمترين مراتب آن بر حسب جايگاه شيطان از نفس ، تا جايگاه آن در دار رحمان و واسطه قرار گرفتن انسان از آن دو ، سه مرتبه است :
مرتبهى اوّل نفس امّاره است و آن چنان است كه امر به بدى مىكند ، يعنى ، به آنچه كه نفس آن را مىخواهد خواه در صورت خير باشد يا در صورت شرّ ، نه از كار بد بازمىگردد و نه پشيمان مىشود .