مرتبهى دوّم نفس لوّامه است و آن چنان است كه نفس را ملامت و سرزنش مىكند در هر كارى كه انجام مىدهد خوب باشد يا بد و از جهت بد بودن فعل ، يا از آن جهت كه از درجهى كمال ناقص است ، يا از آن جهت كه نسبت كار را به خودش مىدهد ، اندوهناك مىگردد .
و مرتبهى سوّم نفس مطمئنّه است از آن جهت كه به پروردگارش مطمئن و آرام است و از انانيّت خويش كه سبب اضطراب است ، خارج گشته است .
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ
به ربّ مضاف خويش كه آن ولىّ امر توست بازگرد و آن على الاطلاق على عليه السّلام است ، يا به سوى ربّ الأرباب بازگرد ، يعنى ، به مظاهر او و دار كرامت و ضيافت او بازگرد .
راضِيَةً
در حالى كه به آنچه كه پروردگار تو با تو انجام داده تو خشنود باشى .
مَرْضِيَّةً
و نيز پروردگارت و جانشينانش از تو خشنودند .
فَادْخُلِي فِي عِبادِي
و چون تو از انانيّت خويش خارج شدى و با خروج از انانيّت داخل در عبوديّت و بندگى شدى پس در زمرهى بندگان من داخل شود .
وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
به بهشت من داخل شو كه آمادهى اولياى خودم كردهام .
و لفظ « جنّت » اضافه به ياى متكلّم ، كه عبارت از خداى تعالى است ، شده است .
بدان كه براى سالكين الى اللّه اطمينان و آرامش حاصل نمىشود مگر با نزول آرامش كه در اصطلاح صوفيّه فكر و حضور ناميده مىشود .