و مسكن ممكن نباشد و آنچنان كوتاه قرار نداده كه بعضى از كارها را كه از انسان متوقّع است نتواند انجام دهد .
و اعضاى بدن تو را همه را با همديگر و آنها را با بدن و نفس هماهنگ قرار داده است .
فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ
و حال آنكه به هر صورتى كه خواستى خلق توانستى كرد .
لفظ « أىّ » شرطيّه و لفظ « ما » زايده است جهت تأكيد ابهام و لفظ « شاء » فعل شرط و لفظ « ركّبك » جزاى شرط است .
يا « أىّ » استفهاميّه براى تفخيم است و لفظ « ما » زياده جهت تأكيد ابهام و تفخيم است و لفظ « شاء » صفت « صورة » به تقدير عايد است .
و « ركّبك » مستأنف است و متعلّق ظرف قواعد و مقصود از صورت تركيبى ، صورت بدنى است ، از قبيل زيبا ، زشت ، بلند ، مذكّر ، مؤنّث ، سفيد و سياه .
يا مقصود صورت نفسى و اخلاق باطنى يا مقصود صورتى است كه آن فعليّت اخير از فعليّتهاى علوى ملكوتى با سفلى ملكوتى است .
كَلَّا
چنين نيست ، منع از مغرور شدن به كرم خداست .
بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ
بلكه شما روز جزا را تكذيب مىكنيد .
اضراب و استدراك از مغرور بودن به كرم خدا و بيان مغرور شدن آنان به آرزو و آمالشان و تكذيب دين يعنى جزا يا ولايت على يا شريعت محمّد صلّى اللّه عليه و آله از سوى آنانست .
وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ
البتّه نگهبانها بر مراقبت احوال شما مأمورند .
حال از لفظ « دين » و قيد آن است كه آن را تكذيب كردند ، كه در اين