تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ
لفظ « يوم » ظرف
« فَالْمُدَبِّراتِ
أَمْراً »
يا ظرف محذوفى است كه جواب قسم است ، يعنى « لتبعثنّ يوم ترجف الرّاجفة » يا ظرف قول خداى تعالى :
« تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ »
يا قول خدا « واجفة » مىباشد و لفظ « يومئذ » در اين صورت تاكيد آن مىشود ، يا تاكيد « أذكر » يا « ذكّر » مقدّر مىباشد و لفظ « رجف » ، يعنى ، حركت كرد و متحرّك گشت ، به شدّت مضطرب شد و « رجفت الأرض » يعنى زمين لرزيد و مقصود از « راجفة » نفخ اوّل است .
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ
نفخ دوّم و جمله استيناف و جواب سؤال مقدّر است ، خواه
« يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ »
متعلّق به آن قرار داده شود و خواه متعلّق به آن قرار داده نشود و ممكن است جمله حال باشد .
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ
در آن روز دلها به شدّت مضطرب مىشود .
أَبْصارُها خاشِعَةٌ
چشمان دلهايشان به زير افكنده مىشود . در اضافه كردن « أبصار » به قلوب اشعار به اين است كه چشمان بدنها در آن روز تعطيل مىباشند .
يَقُولُونَ
جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده است : در حقّ آن روز چه مىگويند ؟ پس فرمود : آن روز را انكار مىكنند و مىگويند :
أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ
آيا ما به حالت اوّل خود برمىگرديم ؟ ! يعنى ، حيات دوّم كه مشابه حيات اوّل است و « حافرة » خلقت اوّل و بازگشت به چيزى است تا آنجا كه آخر آن چيز به اوّلش بازگردد .
أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً
چگونگى در حالى كه استخوانهايمان