تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
تو را به سوى پروردگارت راه نمايم و خشيت يا بى ؟ و به او معجزه سترگ نشان داد . پس او انكار كرد و سركشيد . سپس شتابان روى برتافت . و [ سپاه جادوگران را ] گرد آورد و ندا [ به ادعا ] در داد . و گفت من پروردگار برتر شما هستم . آنگاه خداوند به عقوبت [ گناه ] واپسين و نخستين او را فروگرفت . بىگمان در اين براى هر كس كه خشيت داشته باشد ، عبرتى است . آيا شما استوار آفريده‌تريد و يا آسمان كه آن را برافراشت . سقف آن را بلند بركشيد و آن را استوار كرد . و شب آن را تاريك كرد و روز آن را برآورد . و بعد از آن زمين را گستراند . از آن آب و چراگاه بيرون آورد . و كوهها را استوار بداشت . براى برخوردارى شما و چارپايانتان . آنگاه كه هنگامه‌ى بزرگ فرا رسيد . روزى كه انسان از آنچه كوشيده است ، ياد آورد . و جهنّم براى هر كه در نگرد آشكار شود . آنگاه هر كس طغيان ورزيده باشد . و زندگانى دنيا را برگزيده باشد . بىشك جهنّم جايگاه اوست . و امّا هر كس كه از ايستادن [ در موضع حاب و حشر ] در پيشگاه پروردگارش ترسيده و نفس را از هوا و هوس بازداشته باشد . بىگمان بهشت جايگاه اوست . از تو درباره‌ى قيامت پرسند كه استقرار آن چه وقت است ؟ تو در مقامى نيستى كه از آن ياد كنى . منتهاى علم آن با پروردگار توست . تو فقط هشداردهنده‌ى كسى هستى كه از آن بهراسد . روزى كه آن را بنگرد گويى جز شبانگاهى يا بامدادش [ در دنيا ] به سر نبرده‌اند .

تفسير

وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً
خداى تعالى در اين آيه به نفوسى كه به وطن‌هاى حقيقىشان مشتاق هستند سوگند ياد كرده است و لفظ « نازعات » از « نزع نزوعا » يعنى مشتاق شد گرفته شده ، به معناى ديگر « نازعات » نفوسى است كه از نفس و علاقه‌هاى آن بريده‌اند . از « نزع الأمر » ، يعنى ، كار تمام شد و به آخر رسيد و آن نفوس غرق در اهتمام به سير الى اللّه هستند ، يا در درياى حبّ او يا در درياى