مىشوند ، چنانچه اسب خوب تندرو « سابح » گفته مىشود .
يا مقصود ستارگانى هستند كه در فلك خودشان شناورند .
يا اسبهاى جنگى مىباشند كه در دويدن مانند شناگرانند .
فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً
ملايكهاى كه در خير و نيكى از فرزند آدم سبقت گرفتهاند ، يا در حفظ بنىآدم از شيطان از او سبقت گرفتهاند ، يا در وحى به انبيا از شيطان سبقت گرفتهاند ، يا در بردن ارواح مؤمنين به بهشت سبقت گرفتهاند ، يا مقصود نفوس بشرى است كه در رفتن به سوى خدا ، يا نزديكى به او از ساير نفوس سبقت جستهاند و يا در رتبه و درجه از ساير نفوس جلو افتادهاند و يا نفوسى كه در خروج به سوى خدا از جهت شوق به او از ملكالموت سبقت مىگيرند .
يا مقصود ستارگانى است كه در سير از همديگر سبقت مىگيرند ، يا اسبان جنگى هستند كه از همديگر سبقت مىگيرند .
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً
ملايكهاى كه امور اهل زمين را تدبير مىكنند ، يا رؤسا و فرماندهان كه امر سربازان و جهاد را تدبير مىنمايند ، يا نفوس كاملى كه از سير به خدا بازگشته و به سير در بندگان مشغولند تا آنان را تكميل نمايند يا مقصود نفوسى است كه در سلوك الى اللّه امر سير الى اللّه را تدبير مىكنند نه آنكه بدون سلوك به سوى او جذب شوند .
يا مقصود ستارگانى هستند كه امر عالم را تدبير مىكنند و عطف دو جملهى اخير با فاء براى اشعار به شرافت دو صفت يا دو وصف است و جواب قسم به قرينهاى كه مىآيد محذوف است ، گويى كه گفته است :
« لتبعثنّ » ( تا برانگيخته شوند ) .