از او ديدهايد ؟ گفتند : به خدا سوگند ، نه ، كه به او قبل از نبوّت از جهت راستگوئى لقب صادق امين داده بودند .
پس قريش به وليد گفتند : پس او چيست و داستان او چگونه است ؟
وليد پيش خود فكرى كرد و سپس نگاه كرد و رو ترش نمود و گفت : او جز ساحر و جادوگر چيزى نيست ، آيا نمىبينيد كه او بين مرد و اهلش و فرزندانش و موالىاش جدائى مىاندازد .
پس او ساحر است و هر آنچه مىگويد جادو است و اثر مىكند .
بعد از اين قضيّه هيچ يك از قريش محمّد صلّى اللّه عليه و آله را ملاقات نمىكرد مگر آنكه مىگفت : اى ساحر و اين معنا بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سنگين آمد ، پس خداى تعالى اين آيه را نازل نمود : « يا ايّها المدّثر . . . تا قول خدا الّا قول البشر »
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
جملهى دوّم تأكيد جملهى اوّل است و هر دو جمله براى دعاست .
ثُمَّ نَظَرَ
اين جمله عطف بر « فكّر » و « قدّر » است .
ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ
لفظ « بسر » تأكيد فعل اوّل « عبس » است ، يا لفظ « عبس » به معناى اشارهى صورت است و لفظ « بسر » به معناى نگاه كردن با كراهت .
ثُمَّ أَدْبَرَ
به حقّ پشت كرد
وَ اسْتَكْبَرَ
از تسليم و انقياد استكبار ورزيد
فَقالَ إِنْ هذا
چيزى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىخواند جز سحر چيزى نيست .
إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
سحر و جادويى است كه روايت مىكند ، يا ياد مىگيرد ، يا قابل اخذ و گرفتن است ، يا چيزى است كه از بين فنون