تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
شقران شتر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را آماده كرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سوار شد و مردم اين مطلب را فهميدند و گفتند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چنين نبود كه در مثل چنين وقتى حركت كند ، پس مردم حركت كردند . تا آنجا كه راوى گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همه‌ى روز را در حركت بود و با هيچ كس سخن نمىگفت ، طايفه‌ى خزرج بر عبد اللّه بن ابى هجوم آوردند و او را سرزنش و ملامت كردند . عبد اللّه قسم خورد كه چيزى نگفته است و هيچ يك از اين سخنان را بر زبان نياورده است . خزرجيها گفتند : بلند شو ، با ما نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برويم و از وى عذر خواهى كنيم عبد اللّه به علامت قبول گردنش را كج كرد . وقتى تاريكى شب فرا رسيد باز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همه‌ى شب و روز را در حركت بود و جز براى نماز نزول نمىكردند ، وقتى صبح شد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اصحابش نزول نمودند در حالى كه بيدارى شب آنها را خسته كرده بود . پس عبد اللّه بن ابى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و سوگند ياد كرد كه هيچ يك از اين سخنان را نگفته است و او شهادت مىدهد به لا إله الّا اللّه و اين كه تو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستى و زيد بر من دروغ بسته است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين مطلب را از او قبول نمود و خزرجيها بر زيد بن ارقم حمله بردند و به او ناسزا مىگفتند . تا آنكه راوى گفت : بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى نازل شد ، وقتى وحى نازل شد اصحابش را جمع كرد و سوره‌ى منافقين را بر آنها خواند . بدين ترتيب خداى تعالى عبد اللّه بن ابى را رسوا نمود . از امام كاظم عليه السّلام آمده است : خداى تعالى كسى را كه در ولايت على عليه السّلام و وصىّ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تابع و پيرو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نباشد منافق ناميده است و هر كس كه امامت وصىّ او را انكار كند به منزله‌ى كسى قرار داده كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را انكار نمايد و بر اين مطلب خداوند قرآن نازل نموده و فرموده : اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله اگر