قيامت به بهشتى داخل كند كه نهرهاى ( مصفّا ) زير درختانش جارى است بيان جريان نهرها از زير بهشتها در آخر سورهى آل عمران گذشت .
خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
و جاودان در آن متنعّمند و اين كه خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند بدان كه مايه ولايت كه در قلوب مؤمنين داخل مىشود همانطور كه سبب انعقاد قلب بر ايمان مىشود همانطور مادّهى رضاى خدا از بندگانش نيز مىشود .
چنانچه فرمود :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً »
و چون قبول ولايت با بيعت خاصّ مادّهى رضوان خداست رضاى بندگان را بر رضاى خويش مقدّم نداشت همانطور كه در ساير اوصاف صفت بندگان را بر صفت خويش مقدّم داشته است .
مانند
« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ »
و
« أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ »
و
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
به ياد من باشيد تا شما را ياد كنم و « به عهدى كه با من داشتيد وفا كنيد كه من هم به پيمانتان وفا كنم » .
أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
اينان به حقيقت حزب خدا هستند ، اى اهل ايمان بدانيد كه حزب خدا رستگارانند .
بدان كه اگر ايمان كه همان صورت ولىّ امر است بهوسيله ، بيعت و توبه با دست او در قلب انسان داخل شود فعليّت اخير او فعليّت ولىّ امرش مىشود ، ولىّ امر از جملهى لشگريان خداست ، بيعتكننده با آن بيعت و به واسطهى آن فعليّت سرباز و جند خدا مىشود ، با وجود خويش