و جنود مملكتش و با لسان قال و حالش دين خدا را يارى مىكند ، با فطرت و اختيارش با جنود شيطان مقاتله مىكند ، بندگان خدا را با وجود و زبان حال و قالش به سوى خدا دعوت مىكند .
و هر كس در جهل و پيروى شيطان متمكّن شود از حزب شيطان مىشود و براى شيطان همان قدر مفيد واقع مىشود كه حزب اللّه براى خدا .
و آن كس كه ايمان در قلب او داخل نشده و از آن طرف در پيروى از شيطان نيز متمكّن نگشته است .
نسبت به او نمىتوان حكم كرد كه از لشگريان رحمن است يا از لشكريان شيطان ، كما اينكه نمىتوان حكم كرد كه در نقمت و بدبختى به سر مىبرد يا در نعمت و خوشبختى ( سعادت ) ، بلكه او اميدوار به رحمت و امر خدا مىباشد .
ممكن است در اعراف معذّب باشد و يا اينكه خداوند ( او را مشمول فضل و كرمش نموده ) توبهاش را بپذيرد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٩٨