و چون دويست سال از پادشاهى بوى گذشته بود او را سه پسر آمده بودند يكى تور نام بود و يكى سلم و يكى ايرج . و تور بزرگتر بود ، و پدر ، پسر كهتر كه ايرج نام بود دوستتر داشتى « 1 » و پادشاهى عراق و بغداد و موصل و كوفه « 2 » جمله او را داد . و چون پدرشان بمرد اين برادران مهتر بيامدند و با وى جنگ كردند و او را بكشتند « 3 » و گفتند كه پدر بر ما ستم كرد و ولايت جمله او را داده بود . پس چون آن دو برادر نيز بمردند ملكت از خاندان ايشان بيوفتاد و بدست ملكى اوفتاد نام وى كوس بود و اين كوس از فرزندان حام بن نوح بود و چهل سال ملكت بداشت ، پس بمرد . و از پس وى كنعان بود و كنعان بت پرست بود و نمرود پسر وى بود .
پس چون كنعان بمرد ، نمرود پسرش بملكت بنشست . و نمرود را وزيرى بود نام وى آزر بود . و آزر « 4 » پدر ابراهيم خليل صلوات اللَّه عليه بود .
و از روزگار طوفان نوح تا روزگار ابراهيم عليه السّلم سه هزار سال گذشته بود ، و بدين مدّت اندر هيچ پيغامبر نبودهاند « 5 » و بدين
هامش
( 1 ) آمده بود تور و سام و ايرج ، و اين سام مهتر بود ، و پدر اين پسر كهتر را كه ايرج نام بود دوستر داشتى . ( بو ) - آمد نام ايشان تور و سلم و ايرج ، و اين سلم مهتر بود و پدر اين پسر كهتر كه نام او ايرج بود او را دوستر داشتى . ( آ ) - آمدند تور و سلم و ايرج و اين تور مهتر بود و پدر اين پسر كهتر را كه ايرج نام بود دوستر داشتى . ( صو )
( 2 ) و كوفه و سواد كوفه . ( آ . بو )
( 3 ) بمرد ، اين پسر مهتر و ميانگين برين پسر كهتر بدر آمدند پس بيامدند و با او حرب كردند . ( بو ) - . . . بمرد ، اين پسر مهتر و ميانگين بيامدند و با آن كوچك حرب كردند . ( آ )
( 4 ) نام وى آزر بود . و اين آزر بن حور بن ساروغ بن فالع بن عابر بن قينان بن ارفحشد بن سام بن نوح بود عليه السّلم . و اين آزر . ( بو . صو . آ )
( 5 ) نبوده بود . ( آ . بو )