خويش « 1 » و بفرستاديم از آسمان آبى پاكيزه « 2 »
49 - تا زنده كنيم بدان شهرى « 3 » مرده را ، و بدهيم آب از آنچه بيافريديم چهار پايان و مردمان بسيار را
50 - و بدرستى كه برگزيديم او را از ميان ايشان تا پند پذيرند ، و نخواستند بيشتر مردمان مگر كافر شدن « 4 »
51 - و اگر خواستمى ما بفرستادمى اندر هر دهى بيم كنندهاى « 5 »
52 - و مه فرمان بردارى كن كافران را ، و كارزار كن با ايشان كارزار كردنى بزرگ
53 - و اوست آنك براند و جدا كرد « 6 » دو دريا ، اين يكى خوش خوش طعم ، و آن ديگر شور شور « 7 » و كرد ميان آن هر دو بندى و بازداشتى بازداشته « 8 »
54 - و اوست آنك بيافريد از آب مردمى و كرد آن را نسبتى و پيوستگىاى « 9 » و هست خداوند تو توانا
55 - و مىپرستند از بيرون خداى عزّ و جلّ آنچه نه سود كند ايشان را و نه زيان كند ايشان را ، و هستند كافران بر خداوند او بيرون آمده « 10 »
هامش
( 1 ) بادها را مژده دهند پيش بخشايش وى . ( بو ) - بادها را مژده پيش رحمت وى و نعمت وى . ( آ )
( 2 ) پاك كننده ، بارنده . ( بو ) - پاك كننده . ( آ . صو )
( 3 ) زمينى . ( بو . صو . آ )
( 4 ) و هر اينه همى گردانيم آن را ميان ايشان تا پند گيرند ، همى نخواهند بيشترين مردمان مگر ناسپاسى . ( بو )
( 5 ) بيم كننده يعنى پيغامبرى . ( آ . بو )
( 6 ) بياميخت . ( صو . بو )
( 7 ) اين خوش و شيرين و آن شور و طلخ . ( آ )
( 8 ) بازداشتى و بازداشتى يعنى حرامى بازداشته حرام كرده . ( بو ) - بازداشتى بازداشته . ( آ )
( 9 ) خويشى و زنا شوهرى . ( بو ) - خويشاوندى و زناشويى . ( آ )
( 10 ) و باشد كافر بر خداوند خويش يارىگر .
( آ ) - و هست ناگرويده بر خداى خويش يارىگر . ( بو )