تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1139

مساهمون:

ص١١٣٩
بسته « 1 » بخوانند آنجا زارى كردن « 2 » 14 - مه خوانيد امروز زارى كردن يكى « 3 » و بخوانيد زارى كردن بسيار 15 - بگوى : همين « 4 » بهتر يا بهشت جاودان « 5 » آنك وعده كرده‌اند پرهيزكاران را ، باشد ايشان را پاداش و جايگاه باز شدن « 6 » 16 - و ايشان را باشد آنچه خواهند جاودان ، هست بر خداوند تو وعده‌اى پرسيده « 7 » 17 - و آن روز كه برانگيزيم ايشان را و آنچه همى پرستند از بيرون خداى عزّ و جلّ ، و گويد : همى شما بىراه كرديد « 8 » بندگان مرا اينان « 9 » يا ايشان كم كردند راه 18 - گويند : پاكا خدايا نه باشد سزاوارتر « 10 » ما را كه بگيريم از بيرون تو ياران و دوستان و خداوندان ، و لكن برخوردارى دادى ايشان را و پدران ايشان را تا فراموش كردند ياد كردن « 11 » و بودند گروهى هلاك شدگان 19 - - بدرستى كه بدروغ زن داشتند ترا و آنچه همى گويند « 12 » و نه همى توانند گردانيدن و نه يارى كردن « 13 » و هر كه ستم كند از شما بچشانيم او را عذابى بزرگ
هامش
( 1 ) بر هم بستگان . ( بو . آ . صو ) ( 2 ) واى واى . ( بو . صو . آ ) ثبورا . ( 3 ) واى واى يك بار . ( بو ) ( 4 ) آنتان . ( آ ) - آن . ( تو . صو ) ( 5 ) جاودان ( بو ) - جاويدانى . ( آ ) ( 6 ) و جاى بازگشتن . ( بو . آ ) ( 7 ) وعده خواسته . ( بو . آ . صو ) ( 8 ) گويد خداى عز و جل شما گم گردانيديت . ( بو ) ( 9 ) اينان را . ( بو ) آنها را ( آ ) ( 10 ) پاكى تو نه سزا بود ما را . ( بو . آ ) ( 11 ) ياد را ، يعنى توحيد را . ( بو ) - ياد توحيد را . ( آ ) - توحيد را . ( صو ) ( 12 ) دروغ زن گردانيدند شما را بدانچه گويد . ( آ ) ( 13 ) باز گردانيدن و نه يارى دادن . ( آ . بو . صو )