تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1440

مساهمون:

ص١٤٤٠
از ماست از بهر آن كه ما اين جايگاه غريب‌ايم و او نيز هم غريب است . و پيغامبر صلّى اللَّه عليه گفت كه : سلمان منّا اهل البيت . گفتا سلمان از اهل بيت ما است . پس مردمان را گرد كردند و بكندن آن خندق مشغول شدند ، و مدّت يك ماهى و زيادت روزگار در آن شد تا آن را بكندند و تمام كردند . و پيغامبر صلّى اللَّه عليه بفرموده بود تا از بهر او قبّه‌اى بران كنارهء شهر بزده بودند و اندران جايگاه بنشستى ، و گاهى مىگرديدى ، و گاهى اندر قبه رفتى و نماز كردى ، و گاهى بخندق اندر رفتى و تبر برگرفتى و خود همى كندى و يارى ايشان همى دادى ، « 1 » تا ايشان را نشاط آمدى . پس سنگى پديدار آمد سپيد بدان خندق اندر ، و هر چند كه تبر همى « 2 » زدند هيچ بدان كار نمىكرد . پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه بخندق اندر شد و تبر بستد ، و تبرى بدان سنگ زد ، و روشناى سر تبر تا مشرق برسيد ، « 3 » و ديگرى بزد و هم چنان روشنايى تا مغرب برسيد ، و ديگرى بزد و هم چنان آن روشنايى بدست راست تا كوه قاف برسيد ، و ديگرى بزد و هم چنان آن روشنايى از سر تبر بدست چپ باز شد تا چندان كه چشم كار مىكرد و مىديدند آن روشنايى همى رفت . پس آن سنگ به چهار پاره شد و ياران را آن روشنايى كه از سر تبر بيرون همى آمد عجب داشتند ، و گفتند كه يا رسول اللَّه اين چه روشنايى بود كه از سر تبر بيرون آمد ؟ پيغامبر عليه السّلم گفت كه اين روشنايى كه تا مشرق و مغرب و همه جهان برسيد آن دين من است كه
هامش
( 1 ) و گه گه ايشان را يارى دادى و گه گه ميتين بستدى و همى كندى تا . ( بو . صو . آ ) ( 2 ) هر چند ميتين . ( بو . صو . آ ) ( 3 ) عليه السلم بتن خويش بكنده فرو شد و ميتين بستد ، و يكى بزد روشنايى از سر ميتين او بيرون آمد و بمشرق شد . ( بو . صو . آ )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1440 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى