تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1423

مساهمون:

ص١٤٢٣
چشمها ، و برسيد دلها بگلو ، و گمان همى برديد بخداى عزّ و جلّ گمانها « 1 » 11 - آنجا آزموده شدند مؤمنان و بجنبانيدند « 2 » جنبانيدنى شديد « 3 » 12 - و كه « 4 » گويند منافقان « 5 » و آن كسها كه اندر دلشان بيمارى است : نه وعده كرد ما را خداى عزّ و جلّ و پيغامبر او مگر فريب « 6 » 13 - و كه گفتند گروهى از ايشان كه : اى گروه مدينه نيست جاى ايستادن « 7 » شما را باز گرديد . و دستورى مىخواستند گروهى از ايشان از پيغامبر همى گفتند كه : خانهاى ما خالى است - و نيست آن خالى - « 8 » نه همى خواستند مگر گريختن 14 - و اگر اندر شدندى برايشان از ناحيتهاى آن پس خواستندى ايشان فتنه بيايندى بدان و نه دير ماندندى بدان « 9 » مگر اندكى 15 - و بدرستى كه بودند و عهد گرفتند با خداى از پيش و نه برگشتند از پس ، « 10 » و هست عهد خداى پرسيده از آن « 11 » 16 - بگو كه : نه سود كند شما را گريختن - اگر بگريزيد - از مرگ يا كشتن . و آن گاه نه برخوردارى دهند شما را مگر اندكى
هامش
( 1 ) گونه گونه گمانها . ( بو ) - انديشها . ( آ ) ( 2 ) و بجنبانيدند ايشان را . ( آ ) ( 3 ) سخت . ( بو ) ( 4 ) و چون همى گفتند . ( بو ) - و آن گه كه گويند . ( آ ) ( 5 ) دو سرگان . ( بو ) ( 6 ) فريفتن . ( بو ) ( 7 ) يا مردمان مدينه درنگ نيست . ( بو ) - يا اهل مدينه نيست جايگاه بودن . ( آ ) ( 8 ) خانهاى ما گشاده است نيست آن خانها گشاده . ( بو ) ( 9 ) و اگر درآمده شدى برايشان از گوشهاى شهر باز اندر خواهندى از ايشان كافرى بيارندى آن را - يعنى كافر گردند - و مه كنيد درنگ آنجا . ( بو ) - و اگر اندر آيند برايشان از كرانهاى آن باز خواهندى فتنه را بدادندى آن ايشان را و نه ماندى بدان . ( آ ) ( 10 ) كه نه برگردند بر پسهاى خويش . ( بو ) - كه نه برگردند باز پس . ( آ ) ( 11 ) پرسيده . ( بو ) - پرسيدنى . ( آ )